اماننامه
~~~~~~
اماننامه
~~~~~~
امان از غربت و تلخی صحنه
امان از آتش و موي برهنه
از اينجا تا به مسجد، پشت در پشت،
امان از اين همه جلاد و شحنه
امان از شهوت و آز تسلط
امان از اين همه پيدايش بت
از اينجا تا به مسجد، پشت در پشت،
امان از مردمان بيتفاوت
امان از ياغيان پست غدار
امان از ياس ِ در صحراي ِ تَفدار
از اينجا تا به مسجد، گريه كردم؛
امان از ميخ در، پهلو و ديوار
امان از ناكسان عهد بسته!
امان از حرمت بيت شكسته
از اينجا تا قيامت، بغض تلخي است؛
امان از غيرت و دستان بسته
شاعر : عليرضا بهرامي
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۴ ساعت توسط علی دیوونه...!
|