نوستالژی ناوارو

شاید به اندازه‌ی ۲۴ پرهیجان نباشد، شاید قهرمان داستان، درشت‌اندام‌‌تر و سالخورده‌تر از یک پلیس تر و فرز و بزن‌بهادر باشد؛ اما برای من هیچ‌ چیز دیگری جایش را نمی‌گیرد. «ناوارو» از سال ۱۹۸۹ کلید خورد و تا سال ۲۰۰۶ در فرانسه پخش می‌شد که سال‌ها قبل از شبکه‌ی یک به‌صورت نامنظم کارهای سال ۸۹ تا ۹۵ به نمایش در آمد.

ادامه نوشته

عکسی که یک زندگی را نجات داد

وبلاگ Kevin MD در بین وبلاگ‌های پزشکی غربی،‌ وبلاگ شناخته‌شده‌ای است، این وبلاگ بیش از آنکه، وبلاگی درباره تازه‌های پزشکی باشد، وبلاگی است که در آن می‌توان تحلیل‌ها و بازتاب‌هایی را در مورد اخلاق پزشکی و سیاست‌گذاری‌های سامانه‌های بهداشتی – درمانی خواند.

چند روز پیش روزنامه نیویورک تایمز مقاله بسیار تأثیرگذاری منتشر کرد، عنوان این مقاله «کمبود دختر»! بود. چکیده این مقاله این است که در هند و چین و کشورهای آسیای جنوب شرقی، اختلاف معنی‌داری بین تعداد دختربچه‌ها و پسربچه‌ها وجود دارد و ترجیح والدین برای داشتن فرزند پسر، از طرق مختلف باعث شده، که تعداد پسرها بیشتر از تعداد دخترها شود.

به صورت متناقضی، حتی در بین والدین تحصیل‌کرده ساکن در مناطق با سطح اقتصادی -اجتماعی بالا هم همین پدیده مشاهده می‌شود.

ادامه نوشته

نوجوانی که خون گریه می‌کند – علل پزشکی اشک‌ریزش خونی

دیروز، بیماری یک نوجوان آمریکایی مقیم ایلات تنسی ، بازتاب زیادی در خبرگزاری‌های مختلف پیدا کرد.کالوینو اینمان Calvino Inman پانزده ساله، خون گریه می‌کند!

نادر بودن این بیماری باعث شد، خبر بیماری به سرعت در رسانه های مختلف منتشر شود. سایت‌های لینک‌دهی اجتماعی خارجی و حتی بالاترین خودمان لینک ویدئوی گریه‌های خونی این نوجوان را داغ کردند و میلیون‌ها نفر گریه‌های عجیب او را دیدند.

این نوجوان هر روز سه بار، بدون اخطار و پیش‌درآمدی گریه خونی می‌کند، طوری که همکلاسی‌هایش از او می‌ترسند و بعضی‌هاشان گمان می کنند که روح او تسخیر شده است یا او یک خون‌آشام عینیت‌یافته است!

دیروز این نوجوان و مادرش در تلویزیون در برنامه «صبح به خیر آمریکا» حضور یافتند تا گریه‌های اشکی او را به نمایش بگذارند.

ادامه نوشته

پاییز امسال: آگهیهای ویدئویی را در مجله تماشا کنید

نخستین آگهی های تبلیغاتی ویدئویی بر روی مجلات کاغذی سپتامبر امسال روانه ی بازار می شوند.
نسخه های ویژه ای از مجله ی Entertainment Weekly در برخی صفحات خود این ویدئوها را نمایش می دهند.

صفحات نمایش این آگهیها به ضخامت ۲/۷ میلیمتر و قطر ۵/۷ سانتی متر (به اندازه ی تقریبی صفحات موبایل) هستند که باتری قابل شارژشان توسط مینی یو اس بی تا ۷۰ دقیقه شارژ می شود.


ادامه نوشته

تست رورشاخ و چالش ویکی‌پدیایی‌اش

یک بازی جالب که بسیاری از ما، در روزهای کودکی انجام داده‌ایم، این بود که به تکه ابری در اسمان نگاه می‌کردیم و بعد، آن لکه ابر را به چیزی تشبیه می‌کردیم. مثلا می‌گفتیم آن تکه ابر شبیه پسری است است که در حال دویدن است یا شبیه یک پیرمرد لم‌داده روی زمین با ریش انبوه است. خیلی وقت‌ها هم دوستمان تفسیر ذهنی دیگری از لکه ابر می‌کرد. ما با این بازی سعی می‌کردیم به نوعی قدرت تخیل خود را به رخ بکشیم.

اما شاید برایتان جالب باشد که بدانید که در روانشناسی، تستی به نام «رورشاخ» وجود دارد که از همین بازی ساده الهام گرفته است.

تست رورشاخ Rorschach یا تست لکه رورشاخ، یک تست روانشناسی که در آن افراد مورد معاینه، تلقی خودشان را از لکه‌های عجیب و غریب جوهر می‌گویند و بر اساس این تفسیر و تلقی، روانشناس، نوع شخصیت یا عملکرد احساسی فرد یا حتی اختلالات ذهنی‌اش را تشخیص می‌دهد.


ادامه نوشته

باورتان می‌شود که ابرها، مبدل به جاذبه توریستی یک منطقه شوند؟! اما ابرهای عجیب و غریبی که در این عکس‌ها می‌بینید و بر فراز شهر دورافتاده‌ای در استرالیا به نام Burketown مشاهده می‌شوند، پدیده عجیب و تا امروز توجیه‌نشده‌ای هستند که مبدل به اسباب جذب توریست برای ساکنان این منطقه شده‌اند! این ابرها به ابرهای Morning Glory موسوم هستند.

این ابرهای لوله‌ای، گاه بسیار طویل می‌شوند و طولی به اندازه ۶۰۰ مایل پیدا می‌کنند، آنها با سرعت ۳۵ مایل در ساعت می‌توانند حرکت کنند. آنها حتی در روزهایی که باد چندانی هم نمی‌وزد، دیده می‌شوند.

هر سال عده‌ای از توریست‌ها و خلبان‌ها برای «ابر»نوردی به این منطقه می‌آیند!

سایتی که ابرنوردی را تبلیغ می‌کند و سایت دیگری در مورد این ابرها

فید بدهید، PDF تحویل بگیرید! تابلوئید، سایتی برای ساختن مجله شخصی

هر کدام از ما بسته به علایق و سلایق‌مان، بعضی از سایت‌ها و وبلاگ‌ها را می‌پسندیم و هر روز یا هر چند روز یک بار از آنها بازدید می‌کنیم یا مشترک فید آنها می‌شویم.

در این میان خیلی مواقع پیش می‌آید که خواسته باشیم، از مطالب پرینت بگیریم و سر فرصت آنها را بخوانیم، به علل مختلف:
- مطالب طولانی آنها، که خواندشان را از روی مونتیور، خسته‌کننده می‌کند.
- خودمان خسته هستیم و دوست داریم، آرمیده در بستر، مطالب پرینت‌شده را بخوانیم.
- اصلا از پرینت کردن و فرمت کاغذی خوشمان می‌آید.


ادامه نوشته

دانش خطرناک

دانش از یک دیدگاه، مایه لذت یک دانشمند و مایه رشک اطرافیان اوست، اما از دیدگاه دیگر، این سرمایه که همیشه با بهایی گزاف و به قیمت گوشه‌نشینی و هزاران ساعت تأمل و تحقیق به دست آمده است، بسیار از اوقات باعث درد و رنج صاحبش می‌شود.

گاهی روشنفکر و دانشمند، در مرحله افسردگی و ناامیدی و انزواطلبی باقی می‌ماند و گاهی هم البته، عرصه بیشتر از اینها بر او تنگ می‌شود.

در عین حال بسیاری هستند که باور دارند فاصله نبوغ و جنون، بسیار کم  و ناچیز است.


ادامه نوشته

مورد عجیب «مری مالون»

شهرت از راه‌های مختلف، به سراغ انسان‌ها می‌آید. گاهی این شهرت خوشایند است و گاهی کاملا ناخوشایند و غیرمترقبه. داستان مشهور شدن یک زن ایرلندی مهاجر آمریکا هم در نوع خود شنیدنی است.

ادامه نوشته

مدیریت دنیای آنلاین، بعد از مرگ!

«اگر بلایی سرم بیاید، اگر روزی برسد که زنده نباشم، چه بر سر وبلاگم می‌آید؟! آیا کسی مواظب وبلاگم خواهد بود و هوست را هر سال تجدید خواهد کرد؟!»

شاید هر وبلاگ‌نویسی، در برهه‌ای از زمان، این سؤال را به شیوه مشابهی از خودش پرسیده باشد. اما پرسش کلی‌تر این است که تکلیف مایملک آنلاین ما بعد از مرگمان، چه می‌شود؟ چگونه به افراد خانواده بگوییم که ما صاحب چه اکانت‌هایی در چه سرویس‌های اینترنتی بوده‌ایم؟ دوست داریم بعد از مرگ، آنها با این اکانت‌ها چه کنند؟ چگونه پسورد‌های مورد را به دوستان یا خانواده خود منتقل کنیم؟ اصلا حالا که همه چیز دیجیتال شده، چقدر خوب می‌شد که آدم می‌توانست وصیت‌نامه دیجیتال بنویسد، ایمیل‌هایی تنظیم کند که به اشخاص مورد نظر بعد فوت، فرستاده شود. تازه ممکن است بعضی از این حساب‌های کاربری، جنبه مادی هم داشته باشند و مثلا آدم بخواهد، پسورد Paypall اش را به شیوه ایمنی به اطلاع بازماندگان خود برساند.


ادامه نوشته

چگونه مغزهایمان معتاد گوگل، توییتر و SMS می‌شوند؟!

فرقی نمی‌کند که خودمان معتاد گوگل، توییتر و شبکه‌های اجتماعی باشیم یا یکی از دوستان و نزدیکانمان، در هر حال چیزی که کمتر به آن فکر کرده‌ایم، این بوده است که چگونه معتاد این فناوری‌ها می‌شویم.

اگر یک وب‌گرد مشتاق هستید، آیا تا به حال از خودتان پرسیده‌اید که این لذت ناشی وب‌گردی است که میل به آنلاین شدن را در شما برمی‌انگیزد یا  اشتیاق برای جستجو و یافتن چیزهای جدید و پیش‌بینی‌نشدنی؟

احتمالا تا به حال کمتر در مورد این مسئله فکر کرده‌اید و تا به حال «لذت و سرخوشی» را مترادف با میل «جستجو و خواستن» می‌گرفتید. اما وقتی که از یکی وب‌گردی چند ساعته فارغ می‌شوید، تا به حال شده از خودتان پرسیده باشید که از وب‌گردی لذت برده‌اید یا صرفا خود میل جستجوتان ارضا شده است؟

ادامه نوشته