حکایت جالب امام رضا و رضای گمشده در جنگ

یکی از آزاده های سرافراز جنگ تحمیلی در حکایتی یسیار جالب نقل می کند: در ایامی که مفقودالاثر بودم خواهرم که به زیارت امام رضا (ع) مشرف شده بود، از سر دلتنگی هر روز چند بار قبل و بعد از زیارت آقا ثامن الحجج به محل افراد گمشده می رفت و به خادمی که در آن قسمت کار می کرده می گوید:
برادرم رضا گم شده ممکن است نامش را در بلندگو اعلام کنید تا بلکه پیدا شود؟
خواهرم بعد از آن در گوشه ای از صحن می نشسته و در حالیکه آن خادم چند بار اسم مرا در بلندگو اعلام می کرده در فراق من اشک می ریخته. او هر روز این کار را تکرار می کرده تا اینکه یک بار آن خادم ناراحت می شه و با ناراحتی از خواهرم می پرسد : ببخشید:
خانم شما هر روز برادرتون را گم می کنید؟
خواهرم هم در حالی که بغض گلویش را گرفته بوده و اشکش جاری بوده می گه:
آخه برادرم رضا مفقودالاثره و دلم می خواهد که امام رضا اسم هم نامش را در این فضای ملکوتی بشنوه و شاید از این طریق خبری از اون به ما برسه.
آن خادم همینکه متوجه موضوع می شه عذر خواهی می کنه و این بار با صدای زیبایی اسم مرا در بلندگو اعلام می کنه و آرزو می کنه که بزودی خبری خوش از من به خانواده ام برسه. منبع: نمازخانه با کمی دخل و تصرف
اگه با خوندن این حکایت دلتون به سوی حرم امام رضا پر کشید، برای رفع دلتنگی نماهنگ زیبای امام رضا را ببینید