انیمیشن ماجرای خلقت الاغ، سگ، میمون و انسان: بسیار زیبا




ماجرای خلقت الاغ، سگ، میمون و انسان: انیمیشنی بسیار زیبا
از من می شنوید این انیمیشن را از دست ندهید.
ماجرا حکایت زمانی است که خداوند طول عمر موجودات را تعیین می کند.ابتدا از الاغ شروع می کند و در پایان به انسان می رسد
این هم شرح ماجرا:
خداوند الاغ را خلق نمود و به او گفت : از این پس تو الاغی بیش نیستی که باید از طلوع خورشید تا غروب آن , بدون خستگی کار کنی وبار بر پشت خود حمل نمایی , علف خواهی خورد و هیچ هوش و فهمی نخواهی داشت و 50 سال عمر خواهی کرد .
الاغ جواب داد : من تنها الاغ خواهم بود و 50 سال عمر برایم خیلی زیاد است تنها 20 سال عمر به من بده سپس خداوند آرزویش را برآورده کرد
خداوند سگ را آفرید و به او گفت : تو از این پس مراقب خانه ی انسان خواهی بود , بهترین دوستش خواهی بود و از باقی مانده غذایش که به تو می دهند خواهی خورد و 30 سال عمر خواهی کرد. تو تنها سگ خواهی بود .
سگ جواب داد : من تنها سگ خواهم بود و عمر 30 سال برایم خیلی زیاد است تنها 15 سال عمر به من بده سپس خداوند آرزویش را برآورده کرد .
خداوند میمون را آفرید و به او گفت : تو میمون خواهی بود و شاخه ای به شاخه ی دیگری پری و حقه می زنی و برای دیگران جالب خواهی بود و 20 سال عمر خواهی کرد .
میمون در پاسخ گفت : من میمونی بیش نیستم اما 20 سال عمر برایم خیلی زیاد است و فقط 1۰ سال عمر به من بده . خداوند آرزویش را برآورده کرد .
در آخر انسان را خلق کرد و به او گفت : تو انسان خواهی بود , تنها موجود معقول روی زمین , برای تسلط بر حیوانات بهره خواهی برد و بر جهان حکمرانی خواهی کرد و 20 سال عمر خواهی کرد .
انسان پاسخ داد : متاسفم , من انسان هستم 20 سال برای من خیلی کم است همان 30 سالی را به من بده که الاغ از پذیرفتن آن امتناع کرد , 15 سالی که سگ آن را نخواست و 10 سالی را که میمون از آن سر باز زد .
از آن پس انسان 20 سال به عنوان انسان زندگی کرد . ازدواج کرد و 30سال عمرش را مثل الاغ با کار کردن و حمل بار بر پشتش زندگی می کرد و وقتی بچه هایش بزرگ می شوند او 15 سال از عمرش را مثل سگ در مراقبت و نگهداری از خانه می گذراند و هر آنچه به او دهند می خورد . وقتی پیر می شود و از کار افتاده مثل میمون زندگی می کند و از این خانه به آن خانه و از خانه یک پسر یا دخترش به خانه دیگری برای بازی و سرگرم کردن نوه هایش می رود. متن از درخت بی زمین