بازم نيومدي...
با سلام خدمت تمام دوستان . دوباره با یکی از شعرای خوب و قشنگ مریم خانوم حیدر زاده اومدم پیشتون که ظاهرا اونو محسن خان چاوشی بسیار زیبا خونده که حتما بهتون پیشنهاد میدم اونو گوش گنید ( می خوای یه حال توپ بهت بدم ؟
) میتونید این آهنگ جالب از محسن چاوشی رو اینجا گوش کنید . راستی اگر میخوای شعر ای قبلی خانم حیدر زاده رو که تو وبلاگ نوشتم رو ببیندی میتونید اینجا و اونجا بخونید و به این شاعره توانمد آفرین بگید.......
بازم نیومدی...
عاشق و مجنونت شدم
ناخوانده مهمونت شدم
کلي پريشونت شدم
اما بازم نيومدي
قهوه فنجونت شدم
شمعه تو شمعدونت شدم
خاکه تو گلدونت شدم
اما بازم نيومدي
برفه زمستونت شدم
رسوا و حيرونت شدم
چيک چيکه ناودونت شدم
اما بازم نيومدي
آفتاب و بارونت شدم
اشکاي لرزونت شدم
عطره گلابدونت شدم
اما بازم نيومدي
ماهه تو ايونت شدم
خراب و ويرونت شدم
گله گلستونت شدم
اما بازم نيومدي
سه ماه تابستونت شدم
الوند و کارونت شدم
دشتاي ايرونت شدم
اما بازم نيومدي
دنا و هامونت شدم
نزديکتر از جونت شدم
رگت شدم خونت شدم
اما بازم نيومدي
خادم و دربونت شدم
اسيره زندونت شدم
گلابه کاشونت شدم
اما بازم نيومدي
يه جوري مديونت شدم سنگه خيابونت شدم
راهيه ميدونت شدم
اما بازم نيومدي
تو سختي آسونت شدم
تو دردا درمونت شدم
ناجيه پنهونت شدم
اما بازم نيومدي
لباس و سامونت شدم
سارقه ايمونت شدم
چشماي گريونت شدم
اما بازم نيومدي
لباي خندونت شدم
گشنه شدي نونت شدم
آبه فراونت شدم
اما بازم نيومدي
هميشه ممنونت شدم
من ني چوپونت شدم
آب تو بيابونت شدم
اما بازم نيومدي
شعرايه ارزونت شدم
عمري غزل خونت شدم
تسليمه قانونت شدم
اما بازم نيومدي
شنه مژگونت شدم
هلاکه چشمونت شدم
رفتم و قربونت شدم
اما بازم نيومدي...