مايكروسافت غول نرم افزاري دنيا، اين روزها جايگاه چندان مطمئني ندارد شركت هاي كوچك نرم افزاري از هرسو محصولات مايكروسافت را تهديد مي كنند

by www.man1362.blogfa.com

ويندوز 1/3 در نوامبر 92 در عرض دو ماه، سه ميليون كپي فروخت. يك سال بعد، ويندوز مهم ترين سيستم عامل گرافيكي در تمام دنيا بود

by www.man1362.blogfa.com

لوگوي فعلي مايكروسافت در 1987 انتخاب و نهايي شد. اين لوگو را كه به پكمن معروف است، اسكات بيكر طراحي كرده. مجلة اخبار فروشندگان كامپيوتر در مورد اين لوگو نوشت: در لوگوي جديد بين حروف o و s شكافي ديده مي شود كه بر كلمةsoft در عنوان شركت تأكيد مي كند. در عين حال، مفهوم حركت و سرعت را هم به ذهن مي رساند. (جاي رضا مختاري و صفحة گالري اش خالي!) يكي از كارمندان مايكروسافت به نام ديويد نوريس با راه انداختن يك نهضت جوكي سعي در حفظ و نگهداري لوگوي قديم داشت. (يعني شروع كرد به ساختن و پخش كردن جوك هايي در مورد لوگوي جديد!) لوگوي قديمي سبز رنگ بود و به نام بلي بت شناخته مي شد و O ي مايكرو يش در هاله اي از ابهام فرو رفته بود. اما تلاش هاي ديويد به نتيجه اي نرسيد و اين لوگو مضمحل شد.
در زير لوگوي شركت مايكروسافت، شعار تبليغاتي آن هم به چشم مي خورد: توانايي شما، خواستة ماست.

مايكروسافت غول دنياي كامپيوتر و اينترنت است. بدون شك شركتي كه در مدت 10 سال، كاري كرد كه صاحب آن از يك جوان آس و پاس و دانشجوي اخراجي به پولدارترين انسان روي زمين تبديل شود، بايد سرشار از ايده هاي خلاق و درآمدزا باشد. اما اين روزها دارد اتفاق هاي عجيبي مي افتد. مايكروسافت هنوز سالار دنياي كامپيوتر است و اين همه را از سر محصول برتر و پرطرفدار خود ويندوز دارد كه تمام جهان را فتح كرده است. اما اين سلطنت، پايه هايي لرزان دارد. پايه هايي كه اين روزها صداي ترك برداشتن اش را مي شنويم. آي اي از فايرفاكس كم مي آورد. موبايل هاي مايكروسافت روي دست مي ماند. طرفداران Hotmail كم مي شوند. پورتال msn كم طرفدار شده و بازار XBOX پرخطر نشان داده. با اين همه تهديد از طرف مغزهاي برنامه نويسي و برنامه ريزي و بازاريابي، آيا جا براي نفس كشيدن مايكروسافت باقي مي ماند؟

واژة مايكروسافت (بدون خط فاصله بين دو جزء مايكرو و سافت) را اولين بار بيل گيتس در نامه اي كه نوامبر 1975 به پل آلن نوشت، به كار برد. (و اين دو نفر همان طور كه مي دانيد مردان اصلي مايكروسافت هستند.)اما ارتباط گيتس و آلن چطور شروع شد؟
ماجرا به چند ماه قبل تر برمي گردد؛ يعني وقتي كه در شمارة ژانوية همان سال، مجلة الكترونيك عمومي (Popular electronics)، آلتير( Altair) 8080 معرفي شد. اين ميكرو كامپيوتر به تازگي توسط سازندگان شركت MITS طراحي شده بود. بيل گيتس بعد از خواندن اين شماره، بيكار ننشست و با سازندگانش تماس گرفت. او پيشنهاد كرد يك زبان برنامه نويسي پايه را براي اين سيستم طراحي كنند. گيتس و آلن، ظرف هشت هفته، توانستند با طراحي يك مترجم و نشان دادنش به بچه هايMITS دلشان را ببرند و نظرشان را جلب كنند تا آلتير بيسيك را به بازار بفرستند. بعد از اين جريان، گيتس كه ديد اين كارها، هم حسابي تر از درس خواندن است و هم بيشتر از آن مي شود ازش پول درآورد، هاروارد را رها كرد و به آلبوكرك در نيومكزيكو پيش بروبچه هاي MITS رفت و سنگ بناي مايكروسافت را گذاشت. باور كنيد ماجرا به همين سادگي شروع شد. يك سال بعد از آن نامة معروف هم گيتس عنوان مايكروسافت را به ثبت رسانيد.

وقتي كه داس آمد
در سال 1978 مايكروسافت اولين دفتر بين المللي اش را در ژاپن راه  انداخت و يك سال بعد هم دفترش را از نيومكزيكو به واشنگتن برد. استيو بالمر كه از آدم هاي مهم آن روزگار بود و هنوز هم هست، همان موقع به مايكروسافت پيوست و جالب اين كه با رياست گيتس جوان بر هيأت رئيسه هم موافقت كرد.
مايكروسافت اولين سيستم عامل خود را در۱۹۸۰ به بازار عرضه كرد. اين سيستم عامل، ورژن متفاوتي از يونيكس بود كه شركت با كسب اجازه از اي تي اند تي (AT&T) با عنوان زي نيكس فرستادش به بازار. زي نيكس خيلي فراگير نبود و در ابتدا فقط توسط نرم افزارسازها مورد استفاده قرار مي گرفت. اما نكتة قابل توجه اين است كه اين ورژن يونيكس، تبديل به نخستين ورژن مايكروسافت ورد شد. مايكروسافت ورد (كه آن موقع اسمش مولتي تول ورد بود) به خاطر قابليت نمايش متن هاي بولد شده در كنار ساير توانايي هايش خيلي زود معروف شد. البته شعار هر چه مي بيني، همان را مي گيري هم به اين امر كمك كرد. كپي هاي مجاني مايكروسافت ورد به همراه شمارة نوامبر 83 مجلة پي سي ورلد بين مردم توزيع شد. كاري كه براي اولين بار اتفاق مي افتاد.
اما موفقيت اصلي مايكروسافت، با سيستم عامل داس اتفاق افتاد؛ آن هم فقط يك سال بعد از عرضة مولتي تول ورد به بازار و بعد از اين كه مذاكرات مايكروسافت با ديجيتال ريسرچ به نتيجه اي نرسيد. آي بي ام قراردادي با مايكروسافت بست تا ورژن جديدي از سيستم عامل سي پي ام را تهيه كند. مايكروسافت براي اين كار۵۰هزار دلار به تيم پترسن داد و سيستم عامل سريع و كثيف( QDOS (Quick & Dirty را خريد و با نام پي سي داس داد به آي بي ام. اين همان زاغچه اي بود كه مايكروسافت آن را جدي گرفت! منتها به خاطر قوانين دست وپاگير كپي رايت در آن ور آب، آي بي ام ناگزير شد سي پي ام و پي سي داس را با هم به بازار بفرستد. اولي۲۵۰ دلار و دومي۴۰ دلار. خب شما باشيد، كدام را مي خريد؟ ملت آمريكا هم همين كار را كردند و نتيجه اين شد كه به قول معروف، مشتري بر پي سي داس جوشيد!

وقتي كه ويندوز آمد
با همة اين موفقيت ها مايكروسافت هنوز شركت خيلي مهمي محسوب نمي شد و به قولي خرده پا بود. گيتس و دوستانش دنبال يك فرصت مناسب مي گشتند تا بيشتر از اين ها خودشان را مطرح كنند. اين فرصت وقتي دست داد كه شركت كمپك، باياس (BIOS) آي بي ام را گرفت. به دنبال اين اتفاق، مايكروسافتيان بر آن شدند كه جايگاه آي بي ام را در بازار سيستم عامل بگيرند. آن ها سيستم عامل ام اس داس معروف را طراحي كردند كه روي پي سي هاي غير آي بي امي قابل استفاده بود. و به اين ترتيب، مايكروسافت سري در بين سرها درمي آورد.
تا اين لحظه هيچ خبري از ويندوز نيست. نسخة ابتدايي ويندوز در نوامبر 85 به بازار آمد كه در واقع، همان نسخة گرافيكي ام اس داس بود. اما قبل از آغاز امپراتوري ويندوز بر سيستم عامل ها، بايد رقيب جدي ديگري از سر راه برداشته مي شد: او اس تو، كه محصول يك پروژة مشترك بين آي بي ام و مايكروسافت بود و در 1987 بعد از نسخة ابتدايي ويندوز وارد بازار شده بود. دو سال بعد مايكروسافت اعلام كرد كه نسخة آخر ويندوز يعني ويندوز 3 را در سال هاي نخست دهه۹۰ به بازار خواهد فرستاد. بعد از اعلام اين خبر، گيتس با تلاشي آرام و چندساله، سعي كرد اين مسأله را جا بيندازد كه برخلاف تصور، آيندة كامپيوترها در دست او اس تو نيست. او در مي۱۹۹۱ رسما اعلام كرد كه شراكت بر سر او اس تو به پايان رسيده و مايكروسافت از اين به بعد، همة هم و غم خود را صرف ويندوز خواهد كرد. آدم هايي كه ويندوز را جدي نگرفته بودند و سرمايه شان را انداخته بودند توي كار او اس تو، با اين حرف گيتس شديدا شوكه شدند و حتي مايكروسافت را به فريب متهم كردند. اما سرانجام اين او اس تو بود كه به خاك سياه نشست و ويندوز، سيستم عامل محبوب همگان شد. همزمان با اين تحولات، مايكروسافت يكي ديگر از برگ هاي برندة خود را رو كرد: مايكروسافت آفيس. مايكروسافت آفيس به همراه مايكروسافت ورد و مايكروسافت بوك شلف كه يك مجموعة مرجع بود، محتويات نخستين ديسك شركت مايكروسافت را تشكيل مي دادند.
موفقيت هاي مايكروسافت همچنان ادامه داشت. ويندوز 1/3 در نوامبر 92 به بازار عرضه شد كه در عرض دو ماه، سه ميليون كپي فروخت. يك سال بعد، ويندوز مهم ترين سيستم عامل گرافيكي در تمام دنيا بود. كار به جايي رسيد كه مجلة معتبر فورچون، مايكروسافت را مبتكرترين كمپاني در ايالات متحده در سال 93 ناميد.
آغاز امپراتوري
استراتژي گيتس توسعة دامنة كارش بود. به همين خاطر در 1994 مايكروسافت انكارتا را به راه انداخت؛ نخستين دايره المعارفي كه روي كامپيوتر قابل اجرا بود. كمپاني براي اين كه آدم هاي غير فني ـ كامپيوتري را هم به سمت خودش جلب كند، شعارش را به امروز كجا مي خواهي بروي؟ تغيير داد. كار بيل گيتس ديگر حد و مرز نمي شناخت. با دريم وركس اس كا جي ريخت روي هم و سال 95 براي توليد سرگرمي هاي چندمنظوره يك شركت تازه تأسيس كردند. البته همان وقت ها مايكروسافت باب را هم به بازار فرستاد كه جايگزين برنامه ريز ويندوز 1/3 شود كه خب، سوتي خيلي بزرگي قلمداد شد و كلي هم برايش جوك ساختند. كاري هم نمي شود كرد. بعضي وقت ها آدم را بدطوري جو مي گيرد!
اما ويندوز 95 دهان همة متلك  گو ها را بست. تا قبل از آن، مايكروسافت يك شركت تجارت محور قلمداد مي شد. اما ويندوز 95 باعث شد كه ديگر آن را يك شركت مشتري محور بدانند. ويندوز 95 براي كاربر چيز كولاكي بود. تازه استارت منو هم داشت! در همان چهار روز اول، ملت بيش از يك ميليون نسخه اش را مثل نقل و نبات خريدند! در سپتامبر 95 دولت چين ويندوز را به عنوان سيستم عامل رسمي كشورش انتخاب كرد و از مايكروسافت خواست نسخة چيني ويندوز را برايشان آماده كند. حواستان هست كه چين چقدر جمعيت دارد؟
اواسط دهه۹۰ گيتس تصميم گرفت مايكروسافت را بفرستد روي شبكة جهاني اينترنت. اين شد كه MSN (مايكروسافت نت ورك) به وجود آمد. اين يك سرويس آنلاين بود كه قرار بود با AOL رقابت كند. بعد با همكاري ان بي سي، ايستگاه كابلي خبري MSNBC را علم كرد تا پوز سي ان ان را بزند. تازة مجلة آنلاين Slate را هم به سردبيري مايكل كينسلي راه انداخت. راه اندازي وب تي وي كه به ملت امكان مي داد از تلويزيون هاشان وصل شوند به شبكه، از ديگر اقدامات مايكروسافت در سال 96 بود.
امپراتوري تثبيت مي شود
مايكروسافت در اوايل دهه 90 در اشاعة اينترنت بين مردم نتوانست نقش مهمي ايفا كند. اما بعضي تكنولوژي هاي پايه اي كه براي ورود به شبكه راه انداخته بود، بعدا خيلي كاربرد پيدا كرد. در 1997 اينترنت اكسپلورر 4 به بازار آمد كه واقعا  تركاند و جاي براوزرهايي مثل نت اسكيپ را به راحتي گرفت. اينترنت اكسپلورر همراه ويندوز به بازار آمد. اما دادگستري آمريكا به اين دليل كه مايكروسافت با اين كار از توافق نامه اي كه در سال 94 امضا كرده، تخطي نموده است، از آن ها خواست كه ديگر اينترنت اكسپلورر و ويندوز را همراه هم به بازار نفرستند.
سال 98 سال بزرگ ديگري براي مايكروسافت بود. نه به اين خاطر كه استيو بالمر شد رئيس شركت (president) و گيتس رئيس هيأت رئيسه (CEO) ماند. بلكه اين سال، سال ورود ويندوز 98 بود كه با اكسپلورر SP4/0 SP1 و FAT32 به عنوان فايل سيستم آمد. در عين حال، در همين سال جنجال هاي زيادي هم در پي افشاي يادداشت هاي داخلي مايكروسافت در اينترنت به پا شد: نرم افزارهاي اوپن سورس تهديدي جدي براي مايكروسافت به حساب مي آيند. اين اسناد كه به اسناد هالووين معروف شده اند، بخشي از اين خطرات را عنوان كرده و در عين حال از فعاليت هاي مايكروسافت عليه لينوكس پرده برمي دارد. مايكروسافت نيز ضمن اين كه به صحت اين اسناد اعتراف كرد، آن ها را صرفا تحقيقات مهندسي دانست.
پايه هاي امپراتوري مي لرزند
مي گويند در هميشه روي يك پاشنه نمي چرخد. با شروع سال،۲۰۰۰ روزگار كم كم آن ور سكه را هم به آقاي گيتس و دوستانش نشان داد و ضررهاي مايكروسافت و محكوميت هايش كم كم شروع شد. گرچه اتفاقات خوب نيز كم نبودند و نمي گذاشتند غم زياد توي دل بيل خانه كند. اول از همه در آوريل 2000 حكم پروندة ايالات متحده و مايكروسافت صادر شد و نگذاشت شيريني آمدن نسخة جديد ويندوز (ويندوز۲۰۰۰) بيشتر از دو ماه در دهان بيلي بماند. اين حكم شركت را مجبور مي كرد به دو پاره تقسيم شود. البته بخشي از اين تصميم در دادگاه استيناف، كأن لم يكن شد. مايكروسافت كه اهداف تجاري و خانگي را توأمان نشانه رفته بود، ويندوز XP را سال 2001 آماده كرد. ورژن آپ ديت شدة ويندوز 2000 كه از لحاظ گرافيكي تحولي به حساب مي آمد. اما اين موفقيت ها در ادامه به شكستي بزرگ ختم شد. مايكروسافت براي رقابت با سوني و نينتندو، با سرمايه گذاري ميليارد دلاري و توليد و پخش XBOX وارد عرصة بازي هاي كامپيوتري شد. تا سال 2005، XBOX در بازار فروش آمريكا در ردة دوم پس ازPlay Station2 سوني و قبل از Game Cube نينتندو قرار داشت. (در بازار جهاني بعد از هر دو بود.) اما با اين وجود، با فروش 22 ميليون دستگاه در مقايسه با فروش بيش از 100ميليون دستگاه Play Station 2، ضرر سنگيني معادل 4 ميليارد دلار متحمل شده است. مايكروسافت در اين دو سه سال اخير، كار ساخت net . مقدماتي و سرور ويندوز 2003 را هم به پايان رساند. با اين وجود، بدبختي هاي تازه، دست از سر آقاي گيتس بر نمي دارند. در سال 2004 به دنبال شكايت اتحاديه اروپا، مايكروسافت به پرداخت 613ميليون دلار جريمه محكوم شد و متعهد گرديد كه توافقات قطعي خود با ساير رقبا را افشا كند. همچنين ملزم شد نسخه اي از ويندوز را تهيه و آماده كند كه فاقد مديا پلير باشد. در عين حال، بعد از اقدام تازة كره جنوبي عليه شركت در سال 2005، مايكروسافت مجبور است علاوه بر پرداخت 33ميليون دلار جريمة ديگر، دو نسخه ويندوز تازه هم براي كره اي هاي محترم تهيه كند. يكي كه هم ويندوز مديا پلير داشته باشد هم ويندوز مسنجر؛ و يكي كه هيچ كدام از اين دو تا را نداشته باشد! راستي شما شكايت يا خواسته اي نداريد؟

استراتژي درياي آبي
پل آلن، نفر دوم مايكروسافت
by www.man1362.blogfa.com
به سوي درياهاي آبي بادبان برافرازيد، درياي كنوني از خون شركت هاي رقيب قرمز شده است!
ايــن يـــك تـــوصــــيف از اسـتراتژي اقــيانـوس آبـــي
(Blue Ocean Stratgy) آقاي كيم است كه غوغايي در ادبيات برنامه ريزي استراتژي و توسعه و بازار ايجاد كرده است. حدس بزنيد ناخداهاي اين كشتي ها كه به آب هاي ناشناخته مي زنند، چه كساني هستند؟ يكي از آن ها يك پسر ريشو، چاق، ژوليده و عينكي با لبخند فراخ هميشگي است به نام آقاي پل آلن نفر دوم شركت مايكروسافت مهم ترين امر در هدايت كشتي، جهت يابي است. بياييد ببينيم پل چگونه از رقابت با كمپاني هاي ديگر (درياي سرخ و خونين رقابت) پرهيز مي كند.
در هر زمينه اي كه تصور كنيم، افرادي هستند كه نيازهايشان جلوتر از بقيه حركت مي كند و قطعا آرزوهايشان هم جلوتر از نيازهايشان! آرزوهاي امروز اين آدم ها كه پيشروان
(lead users) ناميده مي شوند، نيازهاي فردايشان خواهد بود؛ و نياز امروز پيشروان، نياز فرداي همه خواهد بود. مثلا يك رانندة فرمول يك در۳۰سال قبل، آرزوي ترمز ABS داشت كه امروز تقريبا هر كسي به آن نياز دارد.
خب براي اين كه از آرزوي اين افراد باخبر شويم، چه جايي بهتر از درة سيليكون ، در كنار دانشگاه استانفورد در جنوب كاليفرنيا، و يك آدم خندان ژوليده كه با اين و آن گرم بگيرد و بفهمد كه كدام تخم امروز، ميوة محبوب فردا را خواهد داد. در ضمن، در به دست آوردن ايدة جديد از ميان ابر آشفتة اطلاعات دور و برمان، نبايد نقش ذهن هاي باز و خلاق و گوش هاي تيز و اعتماد به نفس بالا را نديده گرفت. حركت اجتماعي جوانان آن زمان كه همة ساختارها را به راحتي مي شكستند (لباس، مو، موسيقي،...)، باعث بادبان برافراشتن كشتي هاي متعدد به سوي درياهاي آبي شد.
در دوره اي كه استفاده از كامپيوتر فقط مال خواص بود، آقاي آلن و دوستان، ايده اي را مطرح كردند كه با استفاده از PC (دستاورد استيو جابز و استيو ووزنياك ) همه بتوانند با استفاده از سيستم  عامل و نرم افزار سادة ايشان (DOS) از كامپيوتر استفاده كنند. حالا او به دنبال چيز عجيب تري است. آرزوي زمان ژول ورن، تبديل به يك نياز در عصر فضا شده است. اين جا باز سر و كلة آقاي آلن پيدا مي شود. او اكنون به دنبال برگزاري تورهاي سياحتي در خارج از زمين است!  در دوره اي كه سفر فضايي يك كار تخصصي است، آقاي آلن مي خواهد آن را به يك گزينه در كنار ساير سفرهاي آخر هفته تبديل كند. خواهيد گفت براي يك فرد ثروتمند (ژوليدة سابق) گرفتن اين جور تصميم ها ساده تر است. بايد بگويم حق داريد.
اگر مي خواهيد مسير كارآفريناني را دنبال كنيد كه شرحش در بالا آمد، بايد به دنبال ارائة يك محصول يا خدمات غيرمنتظره باشيد. اين جور نوآوري بايد تغيير زيادي در بازار يا تكنولوژي داشته باشد. نترسيد! تغيير تكنولوژي شايد ساده كردن آن يا استفاده از روش هاي بسيار ساده و كم خرج باشد. شايد هم فرمان را بچرخانيد و اصلا يك طرف ديگر برويد.
يعني با گذر زمان، آن چه نياز اين افراد بود، به نياز همگاني تبديل مي شود. حواستان را جمع كنيد و اگر يكي از ايده ها را يافتيد، ولش نكنيد! نكتة ديگر اين كه اگر در درياهاي آبي لنگر بيندازيد، آن جا هم شلوغ مي شود، جا تنگ مي شود و خونريزي آغاز مي گردد! بنابراين هميشه به سمت درياهاي آبي در حركت باشيد، به جاهاي خلوت برويد و كار ديگر را انجام دهيد.

پنجه در پنجه مايكروسافت
پايه هاي امپراتوري بزرگ مايكروسافت را چه كساني دارند به لرزه درمي آورند؟
by www.man1362.blogfa.com
 
by www.man1362.blogfa.com
بيل جوان و ويندوز۱ روي يك ديسكت 4/1 ۵، اينچي
by www.man1362.blogfa.com
نخستين كارمندان مايكروسافت
شايد يكي از اشتباهات استراتژيك مايكروسافت ورود به رقابت با سوني و توشيبا در عرضة HD-DVD باشد
پنجره ها باز مي شوند

شاهكار مايكروسافت كه اين شركت را به اوج رساند، بدون شك سيستم عامل ويندوز است. ويندوز 95، 98، 2000 و XP هر كدام واقعا انقلابي را در دنياي سيستم عامل ها به راه انداختند. غير از اين ها ويندوز هزاره Me، ويندوزهاي NT و ويندوزهاي سرور SQL هم بسيار پركاربرد شدند. اما مايكروسافت هيچ وقت منبع و كدهاي اين سيستم عامل ها را در اختيار كاربران و شركت هاي برنامه نويسي قرار نداد و به نوعي كاربران را محتاج به خود كرد. اين كار، فروش مايكروسافت از ويندوز و نرم افزارهاي جانبي را بالا برد، اما در عين حال ضررهايي را هم نصيب مايكروسافت كرد كه يكي از آن ها جريمة 613 ميليون دلاري اتحاديه اروپا است. از طرف ديگر، سيستم عامل هاي متن باز هم با مشاركت جهاني نرم افزارنويسان روز به  روز سر و شكل بهتري پيدا مي كنند. در اين بين، لينوكس كه فرزند خلف يونيكس است و خودش زماني رقيبي براي DOS بود، محبوبيت زيادي پيدا كرده و روز به روز به طرفدارانش اضافه مي شود. كدهاي لينوكس باز است و مهندسان نرم افزار و آشنايان به برنامه نويسي مي توانند هر بلايي را سر آن بياورند. اگر رشد لينوكس يك فرآيند دارويني را طي كند و هر كسي كه آن را انگول مي كند، يك چيز خوب به آن اضافه كند، مايكروسافت تا 10 سال ديگر بايد نگران تهديد بازار بزرگ ترين محصولش ويندوز باشد. البته مايكروسافت قول داده كه در نگارش نهايي ويندوز ويستا كه در نيمة اول 2007 عرضه مي شود، چيزهاي جديدي را به ما نشان بدهد. منتظر شاهكار نهايي مايكروسافت هستيم.
دنبالش بگرد
وب براوزرها نرم افزارهايي هستند كه صفحات وب را نشان مي دهند. آي اي يا اينترنت اكسپلورر در اين بين از همه معروف تر است. علت محبوبيت اين نرم افزار كه بيشترين جست وجو در صفحات وب با آن انجام مي شود، اين است كه به طور رايگان روي ويندوز سوار است و نيازي به پرداخت پول براي نصب آن نداريد. البته تا پيش از 2005 آي اي رقيب جدي اي هم نداشت. نت اسكيپ مدتي در سال هاي 2000 و 2001 محبوب شد و بعد از آن، اپرا و موزيلا هم آمدند. اما هر وقت آي اي از طرف يكي از اين مرورگرها تهديد مي شد، مايكروسافت نسخة جديدي از آن را ارائه مي داد كه همة قابليت هاي رقيب را داشت و البته بهتر هم بود. اما ماجرا به اين سادگي نبود. بنياد موزيلا دست به كار شد و مرورگري به نام فايرفاكس را نوشت كه علاوه بر ظاهر جذاب، قابليت هاي بسيار زيادي دارد. نسخة 5/1 فايرفاكس بالاخره در دو ماه گذشته بازار مرورگرها را از دست آي اي خارج كرد و حتي آخرين ترفند مايكروسافت يعني ارائة آي اي 7 هم كارگر نيفتاد. آي اي،۷ تقليد وحشتناكي از فايرفاكس 5/1 است. البته مايكروسافت گفته كه اين يك نمونة آزمايشي است. در واقع، اين شركت، آي اي 7 را عرضه كرده تا كاربران ايرادهاي آن را كشف كنند و به مايكروسافت بگويند تا در نسخة نهايي كه همراه ويندوز ويستا عرضه مي شود، برطرف شود. اما اين هم مؤثر نبود و با توجه به آن كه بنياد موزيلا نسخة 2 فايرفاكس را به زودي عرضه مي كند، از هفتة گذشته آي اي در مقابل فايرفاكس سقوط وحشتناكي داشته است.
پورتال من قشنگ تره
سايت يا پورتال اينترنتي اصلي مايكروسافت، شبكه مايكروسافت يا به اختصار msn است. msn در اوايل استفادة روزافزون از وب، يعني در اواسط دهه 90، نقش زيادي داشت. مهم ترين دليل محبوبيت اين نوع پورتال ها ارائة خدمات شاپينگ، اي ميل هاي رايگان با خدمات بالا، موتورهاي جست وجوي قوي و بانك اطلاعاتي غني است. در آن زمان، مهم ترين رقيب مايكروسافت در اين زمينه، ياهو، اكسايت، آلتاويستا و اسك بودند؛ رقبايي كه البته غير از ياهو، بقيه آرام آرام حذف شدند. اما ايده هاي جديد، دوباره مايكروسافت را به زير كشيد. در خدمات شاپينگ، آمازون كه كارش را با فروش كتاب آغاز كرده بود و حالا تبديل به يك سوپرماركت همه چيزفروش شده، گوي رقابت را از ساير رقبا گرفته. eBay هم دست دوم فروشي است كه به يكي از بهترين و محبوب ترين فروشگاه هاي اينترنتي تبديل شده است. فروگل گوگل و ياهوشاپينگ هم هستند كه عملا محلي از اعراب براي msn باقي نگذاشته اند.وقتي كه مايكروسافت به كاربران، اي ميل هايي با ظرفيت 2 مگابايت مي داد، اكثر اي ميل هاي معروف و رايگان، گنجايشي بيشتر از اين داشتند. حتي ظاهر خوب و خوشگل و هماهنگي با Outlook كه مجاني روي ويندوز قرار داشت هم هيچ وقت Hotmail را آن قدر كه ياهو ميل محبوب بود، پرطرفدار نكرد. حالا هم گوگل با 7/2 گيگابايت تركانده و مايكروسافت واقعا از اين لحاظ در مراتب پاييني سير مي كند!
در زمينة موتورهاي جست وجو هم واقعا msn هيچ وقت مثل گوگل و در مراتب بعدي ياهو يا اسك، محلي از اعراب نداشته است. بدون شك موتور جست وجوي گوگل، انتخاب اول همة كساني است كه مي خواهند خيلي سريع به آن چه مي خواهند دسترسي پيدا كنند. بانك هاي اطلاعاتي ياهو و همچنين اخبار ياهو و گوگل كه روي اي ميل ها هم نشان داده مي شود و همين طور خبرگزاري هايي مثل بي بي سي و سي ان ان و AP هم از msn جلوترند.
من، دوست تو
مايكروسافت در ارائة مسنجر هم چندان خوب عمل نكرد. AOL يا همان آمريكا روي خط، هميشه در آمريكا پرطرفدارترين بوده. مسنجر مايكروسافت با آن كه رايگان روي ويندوز هست، هيچ وقت نتوانست مثل AOL يا ياهومسنجر يا پالتاك يا ICQ و يا اين آخري گوگل تاك، گل كند. هر كدام از اين مسنجرها حداقل در يك زمينه از msn قوي تر بودند. حتي مايكروسافت كه مي خواهد براي فروش بيشتر موبايل هايش به سراغ چت برود، مي خواهد از ياهومسنجر استفاده كند! البته هفتة گذشته مايكروسافت اعلام كرد كه به دنبال طراحي يك مسنجر جديد است كه خيلي خوب است و مي خواهد آن را روي ويستا بگذارد. خب هيچ بقالي نمي گويد كه ماست من ترش است!
الو، آنتن نمي ده، الو...!
مايكروسافت در عرضة موبايل هم از رقباي بزرگش عقب افتاد. اين شركت قصد داشت با استفاده از محبوبيت سيستم عامل ويندوز، گوشي هاي موبايلي با اين سيستم عرضه كند. اما وجود باگ هاي فراوان كه مشخصة اصلي ويندوز است(!) باعث شد كه اولين گوشي هاي همراه اين شركت با استقبال چنداني روبه رو نشود و نتواند بازار را حتي در آمريكاي شمالي از دست نوكيا و سيستم عامل سيمبين خارج كند. آخرين اقدام مايكروسافت، نوشتن يك ويندوز پيشرفته براي موبايل با نام CE است كه گوشي هاي آن در هفتة جاري به بازار عرضه مي شود. مايكروسافت مي خواهد قراردادي هم با ياهو ببندد تا كاربران اين گوشي هاي موبايل بتوانند با استفاده از نرم افزار ياهومسنجر روي موبايل چت كنند. كاري كه هفتة گذشته نوكيا با همكاري گوگل انجام داد و نرم افزار گوگل تاك را براي نسخه هاي جديد سيستم عامل سيمبين روي گوشي هاي آيندة اين شركت قرارداد تا مردم با گوگل تاك چت كنند.
كنسول بازي
دنياي بازي هاي كامپيوتري، آن قدر بزرگ و پرطرفدار و پرجاذبه است كه مايكروسافت نتوانست از آن چشم پوشي كند. كنسول بازي اين شركتXBOX، رقيب پلي استيشن و نينتندو است. البته در اين بخش، مايكروسافت خيلي بد عمل نكرده. XBOX و ورژن جديد آن XBOX360 كه رقيب ps3 است، در آمريكاي شمالي يكي از پرطرفدارترين كنسول هاي بازي است و سازندگان بزرگ بازي هم نسخه هايي از بازي شان را براي اين پلات فرم طراحي مي كنند.
به نظر مي رسديكي از اشتباهات استراتژيك مايكروسافت، ورود به جنگ دي وي دي هاي با كيفيت بالا است. بعد از اين كه توشيبا و سوني، هر كدام نوع جديدي از دي وي دي را ارائه دادند و حاضر نشدند با هم كنار بيايند، مايكروسافت براي اين كه سوني را در بازار بازي هاي رايانه اي ضربه فني كند، از HD-DVD توشيبا حمايت كرد و اعلام كرد كه XBOX را با HD-DVD ارائه خواهد داد. اگر توشيبا در اين جنگ مغلوب شود، البته آن كه اول ضرر مي كند مايكروسافت است.


چند نقل قول مشهورعليه مايكروسافت
كمپاني هاي بزرگ رسانه اي، همراه با شركت هاي كامپيوتري نظير اينتل و مايكروسافت، طوري برنامه ريزي مي كنند كه كامپيوترتان به جاي شما از آن ها دستور بگيرد.
ريچارد استال من ـ مؤسس بنياد نرم افزار هاي آزاد
تقريبا مثل اين است كه اپل براي مردم واقعي طراحي مي شود و مايكروسافت براي رقاصان بال ماسكه.
جو ويل كاكس ـ كاوشگر مركز تحقيقات ژوپيتر
شما مي توانيد همة اين كارهاي شگفت انگيز و پيچيده را انجام دهيد، بي اين كه لازم باشد چيزي بفهميد.
الن اولمان ـ سالن

نكته هايي جالب در مورد زندگي بيل گيتس
بيل گيتس كسي است كه بيشترين اي ميل را در دنيا دريافت مي كند: حدود 4 ميليون اي ميل در سال. يك اداره در شركت مايكروسافت هست كه وظيفه اش فقط غربال كردن اين اي ميل هاست.
مجله تايم، بيل گيتس را در سال هاي 2004، 2005 و 2006 به عنوان يكي از 100 شخصيت تأثيرگذار سال انتخاب كرد. همچنين بيل گيتس يكي از 100 نفر انسان تأثيرگذار در قرن بيستم از طرف مجله تايم شناخته شد. غير از او، تنها اپراوينفري است كه در هر 4 ليست حضور دارد. مجله گاردين در سال 2001 او را به عنوان يكي از 100 شخصيت تأثيرگذار عالم رسانه اي قرار داد.
گيتس شركت نرم افزاري كوربيس را هم بنيانگذاري كرده كه در تهية عكس و تصوير، حالي اساسي به همة روزنامه نگاران دنيا داده است.
او 12 سال پشت سر هم از طرف فوربس به عنوان ثروتمندترين شخص جهان معرفي شد. در سال 1999 براي مدت كوتاهي ثروتش از 100 ميليارد دلار هم گذشت و نخستين صدميلياردر دنيا شد. ثروت خانوادگي او هم پس از خانوادة والتون در ردة دوم قرار دارد.


نابغه ما، گيتس، از كجا شروع كرد و به كجا رسيد؟
دروازه دنياي پنجره ها
ويليام هنري گيتس III در 28 اكتبر 1955 در سياتل، مركز ايالت واشنگتن آمريكا به دنيا آمد. بيلي در خانواده اي به دنيا آمد كه از تاريخي غني از تجارت و سياست و خدمات اجتماعي رنج مي بردند! پدر پدربزرگش شهردار و نمايندة مجلس ايالتي بود، پدربزرگش معاون رئيس كل يك بانك ملي و پدرش وكيلي برجسته بود. از اول زندگي اش، جاه طلبي و بلندپروازي و حس رقابت از او مي باريد؛ همان  عواملي كه نياكانش را به بالاترين مدارج حرفه اي شان رسانده بود.
در دبستان به سرعت از همسن و سالانش در تمام دروس به ويژه رياضيات و علوم جلو افتاد. والدينش كه اين وضعيت را ديدند، او را در يك مدرسة معروف به نام ليك سايد ثبت  نام كردند. در همين جا بود كه هستة اولية مايكروسافت شكل گرفت. قضيه از آن جا شروع شد كه در بهار 1968 (همان سال معروف و رؤيايي) مدرسه تصميم گرفت كه دانش آموزان را با پديده اي جديد كه تازه داشت در دنيا شكل مي گرفت، يعني كامپيوتر، آشنا كند. كامپيوترها هنوز بزرگ تر و گران تر از آن بودند كه مدرسه بتواند يكي از آن ها را بخرد. براي همين مدرسه يك صندوق گذاشت و گفت كه براي اجارة يك سال كامپيوتر DECPDP-10 ساخت جنرال الكتريك، كمك كنيد. پول زيادي بيشتر از هزينة اجارة يك سال جمع شد. اما مدرسه، جذابيت اين غول الكترونيكي را براي اين بچه ها دست  كم گرفته بود. اين بچه ها، بيل گيتس، پل آلن و چند تاي ديگر از رفقا بودند كه همه الان برنامه نويسان ارشد مايكروسافت هستند.
آن ها روز و شبشان را توي اتاق كامپيوتر مدرسه مي گذراندند. خيلي نگذشت كه معلمان از دست آن ها شاكي شدند. آن ها نه درس مي خواندند و نه مشق مي نوشتند. بدتر از همه اين كه تمام زمان اجارة كامپيوتر را تنها در عرض چند هفته تمام كردند.
در پاييز 1968 شركت مركز كامپيوتر دفتري در سياتل باز كرد. بچة يكي از كارمندان ارشد اين شركت در مدرسه ليك سايد درس مي خواند. براي همين، اين شركت، كامپيوتري را با زمان محدود در اختيار اين مدرسه قرار داد. بيل و بقية بروبچه ها به سرعت سراغ اين كامپيوتر رفتند. هكرهاي جوان ما چند بار دزدكي وارد سيستم شدند و نرم افزارهاي امنيتي آن را خراب كردند. بدتر از همه اين كه فايل هايي را كه زمان استفادة آن ها از كامپيوتر در آن ثبت شده بود، دستكاري مي كردند. اما گند قضيه درآمد و شركت هم آن ها را از استفاده از كامپيوتر محروم كرد. اما مخ صاحبان اين شركت كار مي كرد. آن ها بيل و پل را استخدام كردند. اواخر 1968 بود كه بيل گيتس، پل آلن و دو نفر ديگر، گروه برنامه نويسان ليك سايد را تشكيل دادند. آن ها كه حالا سرشان به سنگ خورده بود، تصميم گرفتند به جاي دودر كردن درس و مشق، و هك و اين جور جنگولك بازي ها، يك كار درست و حسابي بكنند. شركت مركز كامپيوتر هم از آن ها خواست كه حالا كه به اشكالات امنيتي كامپيوتر ما پي برديد، آن ها را درست كنيد. در عوض، آن ها وقت نامحدودي را مي توانستند با اين كامپيوتر سر كنند. براي آن ها واقعا اغواكننده بود.
اواخر سال 1969 شركت مركز كامپيوتر دچار مشكل مالي شد و بروبچه هاي گروه برنامه نويسي ليك سايد بايد جل و پلاسشان را جمع مي  كردند. آن ها با هر تقلايي بود، يك كامپيوتر در دانشگاه واشنگتن، جايي كه پدر پل آلن كار مي كرد، پيدا كردند. گروه دوباره تشكيل شد و اولين سفارش اش را گرفت: نوشتن يك برنامه براي ليست حقوق يك شركت.
پاييز سال 1973 بيل توانست وارد دانشگاه هاروارد شود. اما قلبش را بيرون دانشگاه كنار كامپيوترش جا گذاشته بود. گيتس كه شب تا صبحش كنار كامپيوتر و با پل آلن مي گذشت، صبح تا شب سر كلاس در حال چرت بود. بالاخره پل آلن، مخ بيل گيتس را زد و توانست او را راضي كند كه آن ها بايد يك شركت مستقل كامپيوتري بزنند. اما بيل گيتس مردد بود كه دانشگاه را بي خيال شود يا نه. تا اين كه يك روز پاييزي 1974، جلوي دكة روزنامه فروشي، طرح جلد مجله پاپيولار الكترونيكس او را ميخكوب كرد: آلتير 8080، نخستين ابزار ميكروكامپيوتري دنيا با مدل هاي بازرگاني دست و پنجه نرم مي كند. بعدازظهر همان روز گيتس و آلن دو جوان آس و پاس و علاف كه روزشان را با كامپيوتر مي گذراندند، تصميمشان را گرفتند: ما بازار كامپيوترهاي خانگي را به دست مي گيريم. چند روز بعد، بيلي با شركت MITS تماس گرفت و گفت كه براي كامپيوتر آلتير يك نرم افزار به اسم Basic نوشته است. اما فقط خودش و آلن مي دانستند كه اين لافي بيش نبوده. آن  ها حتي يك خط برنامه هم ننوشته بودند. آن ها حتي يك آلتير 8080 را هم نديده بودند. از وقتي كه شركت چراغ سبز به آن ها نشان داد تا روزي كه آخرين خط برنامه بدون Error اجرا شد، فقط 8 هفته طول كشيد. فرداي آن روز آلن به دفتر MITS رفت و برنامه را نشان داد. اما نكتة جالب اين بود كه آن ها اين برنامه را با كامپيوتر مدرسه ليك سايد نوشته بودند و حالا برنامه داشت روي يك آلتير 8080 بدون كوچك ترين اشتباهي كار مي كرد. آلن آن موقع براي اولين بار تازه يك آلتير 8080 را از نزديك مي ديد!
آلن حقوق برنامة Basic را به MITS فروخت و بيل گيتس هم رسما از دانشگاه انصراف داد. آن ها داشتند نخستين سنگ بناي نرم افزارهاي كامپيوترهاي خانگي را پي ريزي مي كردند
 
دفتر كار پولدارترين آدم دنيا
بيلي اين جا كارمي كند
بيل گيتس دو بار روي جلد مجله تايم رفته است
by www.man1362.blogfa.comby www.man1362.blogfa.com
هر چند وقت يك بار مجلة Fortune با افراد مشهور دنياي اقتصاد و صنعت مصاحبه هايي را با عنوان من چگونه كار مي كنم انجام مي دهد. محور اين مصاحبه ها نحوة انجام كارها و مديريت اين اشخاص در محل كارشان است. در يكي از خواندني ترين اين مصاحبه ها Fortune به سراغ بيل گيتس رفته:
روي ميزم سه صفحة نمايش دارم كه همگي به طور همزمان به يك رايانة روميزي متصل هستند. من هر چيزي را كه بخواهم، از صفحه اي به صفحة ديگر مي كشم. اگر شما يك بار با اين صفحه هاي بزرگ كار كرده باشيد، ديگر به گذشته باز نخواهيد گشت، زيرا تأثير مستقيمي روي كارايي تان مي گذارد.
روي صفحة نمايش سمت چپ، ليست اي ميل هايم است. در صفحة وسطي معمولا اي ميل هاي خاصي كه مي خوانم و پاسخ مي دهم قرار دارند و مرورگرم را در صفحة نمايش سمت راست استفاده مي كنم. اين تركيب به من اجازه مي دهد تا بتوانم هنگامي كه مشغول كار روي چيزي هستم، نيم نگاهي به چيزهاي جديدي كه برايم فرستاده مي شود داشته باشم و در حالي كه اي ميل همچنان جلوي چشمانم است در صفحة ديگر، لينك هاي مرتبط با آن را مشاهده كنم. اين جا در مايكروسافت، اي ميل حتي بيشتر از تلفن، اسناد، بلاگ ها، بولتن هاي خبري و حتي جلسه كاربرد دارد. ما حتي فاكس ها و اي ميل هاي گفتاري را با اي ميل ها ادغام كرده ايم. من هر روز بيش از صد نامه دريافت مي كنم. اين البته پس از فيلتر كردن نامه هاي ناخواسته و مرتب كردن آن ها بر حسب درجة اهميت شان، از تمام كساني است كه من با آن ها با اي ميل در ارتباط هستم. آن ها شامل همكارانم در مايكروسافت، اينتل، اچ پي و ديگر شركت هاي همكار و همچنين هر كس ديگري است كه آن ها را مي شناسم. در مورد نامه هاي افراد ناشناس يا شركت هايي كه به آن ها اجازة ارتباط مستقيم نداده ام، دستيارم خلاصه اي از آن ها را در اختيارم قرار مي دهد.
من بين اي ميل ها جست وجو مي كنم و آن ها را بر حسب محتوا و اهميت شان دسته بندي مي كنم. هيچ وقت ليست بزرگي از كارهايي كه هر روز بايد انجام دهم تهيه نمي كنم. به جاي آن، اي ميل و پوشه هاي روي دسكتاپ و تقويم آنلاين به كمك من مي آيند. بنابراين هر وقت كه پشت ميزم مي نشينم، مي توانم روي اي ميل هايي كه علامت گذاري كرده ام يا پوشه هايي كه پروژه هايم درون آن هاست، متمركز شوم.
كاغذ در كار روزمرة من ديگر نقش چنداني ندارد. من 90 درصد اخبار را به صورت آنلاين دريافت مي كنم. تنها چيزي كه تكنولوژي پاييني دارد و هنوز در دفترم از آن استفاده مي كنم، يك وايت بورد است.
منبع: Fortune ، آوريل 2006