اين نامه را تكثير كن!
رمالي اينترنتي و تكثير مدرنيزهي نامههاي خرافهآميز

■ تكثيرهاي تأسفانگيز
اين نامه را تكثير كن و براي ده نفر ديگر بفرست پس از 24 ساعت خبر خوشي دريافت خواهي كرد
از اين نامه صد كپي بگير بعد از صد روز تمام مشكلاتت حل شده و به آرزوهايت خواهي رسيد.
اين اساماس را به پنج نفر ديگر بفرست تا خبر خوبي به تو برسد.
بسياري از ما به نوعي با چنين نامههايي برخورد كردهايم. اگر كساني به ويژه در شهرهاي بزرگ يا شهرهاي مذهبي نسخههاي مكتوب و سنتي چنين نامههايي را نديده باشند شايد در اينترنت با آن برخورد كنند. شايد اين هم مساله مهمي به نظر نرسد اما قابل نقد است به ويژه اين كه چنين حركاتي وقتي اشاعه يابد ممكن است عدهاي زودباور را تحت تأثير قرار دهد.
■ ايول متافيزيك!
آخرين نامهاي كه از اين نوع دريافت كردم و با «بسمالله الرحمن الرحيم» شروع و با Good Luck! خاتمه يافته ميگويد كه منشاء آن نيوزلند بوده (كه چند خط پايينتر ميگويد زنجيره آن از ونزوئلا شروع شده!) و 9 بار دور دنيا چرخيده و حالا شانس به شما رو كرده كه توانستهايد آن را ببينيد! و خواسته 20 كپي از آن را براي ديگران بفرستيد و ببينيد ظرف 40 روز چه اتفاقي ميافتد * تصوير نامه در اين نامه به اتفاقهاي شگفتانگيز كه سر گيرندگان آن آمده اشاره كرده كه جز براي افراد سادهدل و زودباور بسيار فكاههآميز است. از اين دست نامهها بسيار است و اين تنها به عنوان نمونه آورده شده، «تكثير جهالت» از اين نوع منحصر به اينترنت هم نيست و مدتي است در اسام اسها نيز باب شده است.
■ پيشكسوتها
پيش از اينترنت نيز چنين پديدهاي يعني تكثير نامههايي بعضاً با مضمون و محتواي مذهبي معمول بود و هست. نامهاي زير در خانهتان يا محل كارتان يا در خيابان دريافت يافت ميكرديد كه مثلاً فلان كس خواب ديده كه يكي از ائمه به سراغ او آمده و گفته مثلاً اين جريان را بنويس و آن را ميان مؤمنين تكثير كن. نوعي سرگرمي سنتي بود كه به صورت مكتوب ميان عامه مردم ميگشت و شايد هم شگرد رمالها و فالگيرها و دكانداران دين براي اشاعه و ماندگاري وابستگي تودههاي مردم به آنان.
■ Send to all يا چگونه سر ماورا كلاه بگذاريم؟
با ورود دستگاههاي فتوكپي و زيراكس و پس از آن اينترنت و ايميل، اين بهرهگيري از نامهها و تنآسايي ذاتي ما كه حال نوشتن و تكثير اين نوع نامهها را نداشتيم و دنبال راهي بوديم كه يكشبه پولدار وخوشبخت شويم، راحتتر شد.
حالا اينطور كلاه سر ماورا گذاشتن هم جالب است. طرف نامهاي دستش ميرسد و از ليستميل خود آن را سِند تو آل ميكند و با يك كليك همينطور درهاي رحمت الهي است كه از آسمان برايش باز ميشود و دسته دسته فرشتگان كه انگار آقا برايشان Buzz! زده باشد «لامبادا»كنان پايين ميآيند كه گره از كار فروبستهي او بگشايند!
■ يك خبر خوش
يك جوك اساماسي ميگفت: اين اساماس را به نيت 124 هزار پيامبر به 124 هزار نفر ديگر بفرست. انشاءلله تا آخر اين ماه خبر خوشي از مخابرات دريافت خواهي كرد!
وعدهي اكثر اين نامهها«خبر خوش» است. شايد اين هم ناشي از روحيهي مذهبي يا روحيهي شرقي بسياري از ما باشد كه «انتظار» و منتظر شدن براي ظهور يك ناجي كه بياييد و مشكلات ما را حل كند، بي اين كه خود كاري و حركتي بكنيم و بي اين كه به اين باور برسيم كه تقدير و سرنوشت بسيار بيش از آنچه كه به ذهن ما تزريق شده، قابل تغيير است و اگر جبري هست، اندك است.
شايد تخدير و دامن زدن به چنين احساس ركود و ايستايي و انتظار براي چيزي موهوم، اساس چنين نامههايي باشد. نگاه خرافهآميز به دين اين باور جمعي را در بسياري ايجاد كرده كه نبايد هيچ كاري كرد و همه چيز دست جبر و تقدير است و متضاد افراطي آن اين كه ميشود بر هر نيرويي غلبه كرد. اما شايد عقلانيترين فكر اين باشد كه: سرنوشت و تقدير هم اگر وجود داشته باشد، اگر انسان خود اراده كند ميشود گاهي آن را تغيير داد.
■ سياست هويج و چماق
در اين نامهها به مصداق «بشيراً و نذيراً» هم وعدهي خبر خوش داده شده و هم در صورت عدم توجه به آن وعدهي عذاب و دردسر! مثلاً در آن نامهي كذايي علاوه بر وعده دريافت پول (آنهم به دلار) گفته كه در صورت بيتوجهي به آن برايتان اتفاقات ناگواري خواهد افتاد. مثلاً ورشكست ميشويد و مثال آورده كه يك نفر شغلش را از دست داده و يكي ديگر 90 روز بعد مرده و ديگري ماشينش با مشكل مواجه شده!
تحريك طمع مالي در اين نامهها و همزمان وعدهي عذاب آن، به آموزههاي مذهبي افراد اشاره دارد و در حقيقت همان سوءاستفاده از احساسات مذهبي عوام است كه ورسيون اينترنتي آن در لعاب مدرنيته به افراد قالب ميشود.
■ كپينكنندگان به بهشت نميروند
اي كسي كه اين نامه را دريافت ميكني آن را تكثير كن و براي 999 نفر ديگر بفرست. مطمئن باش به صورت كاملاً گارانتي شده خبرهاي خوشي را دريافت خواهد كرد. خانمي در آلاباما اين كار را كرد و چند ماه بعد زگيلش خوب شد. تازه همانروز در خيابان يك نفر به او گفت چطوري جيگر؟ آقايي با تكثير آن در تگزاس توانست مزرعه شلغمش را بفروشد و يك كامپيوتر مكينتاش بخرد. پسر جواني در استراليا پس از تكثير اين نامه به آرزويش رسيد و توانست هر روز هزاران دلار بشمارد. وي اكنون متصدي يك باجه بانك است. اما اگر به آن بيتوجهي كني دلكوي ماشينت ميسوزد، شير دستشوييات چكه خواهد كرد و كامپيوترت ويروس كزاز ميگيرد و احتمالاً حين سخنراني در يك همايش مهم، تلنگت دربرود.
اين نامه را تكثير كنيد و براي چند ميليون كاربر اينترنتي بفرستيد مطمئن باشيد تا پايان عمرتان خبر بسيار خوشي را دريافت خواهيد كرد.