كمتر كسى در ايران مى‌داند كه فيلم‌هايى مانند «۱۰۱ سگ خالدار»، «Buddy»، «كينگ كونگ»، «وقايع نگارى نارنيا» و اخيراً «كازينو رويال» با كمك يك استاد دانشگاه ايرانى ساخته شده‌اند. او در توليد بعضى از فيلم‌هاى پرطرفدار سينمايى و تلويزيونى مستقيماً نقش داشته است. دكتر جهانگير عيسى‌پور، استاد دانشگاه «تيمز ولى» لندن، متولد آبادان است. سال ۱۹۸۴ به انگليس رفته و در زمينه هنر تحصيل كرده، ليسانس مهندسى اسپشل افكت (جلوه‌هاى ويژه) از دانشگاه «سوث بنك» لندن، فوق ليسانس انيميشن (پويانمايى) از دانشگاه «سنترال سنت مارتين» و دكتراى انيمترونيكس از دانشگاه «سوث بنك» گرفته است.

دكتر عيسي‌پور كه چندي پيش به ايران آمده، در گفت‌وگو با «شرق» گفته است: به لحاظ علمى و آكادميك، اولين فردى بودم كه مقطع فوق ليسانس انيمترونيكس را يك رشته آكادميك كردم چون اولين PHD (دكترا) در اين زمينه را در دنيا من گرفتم كه طبيعتاً شروع بسيار سختى داشت ولى كم كم مقالات و سمينارهاى من باعث شد كه اين رشته جا بيفتد و تثبيت شود. البته الان در هيات علمى به اين نتيجه رسيده ايم كه رشته انيمترونيكس بايد از مقطع ليسانس شروع شود و طراحى دوره ليسانس اين رشته به عهده من بوده كه سال ۲۰۰۷ در دانشگاه «تيمز ولى» لندن در كنار فوق ليسانس اين رشته به مديريت خودم شروع خواهد شد.

«انيمترونيكس» يك واژه ادغامى است كه از «انيميشن» و «الكترونيكس» گرفته شده، و تركيبى از دو واژه در دو حوزه مختلف است. به اجسام يا موجودات زنده سه بعدى گفته مى‌شود كه به صورت زنده حركت بكنند و در زمان واقعى از آنها فيلمبردارى شود و ساختار حركتى آنها به وسيله مكانيسم‌هاى درونى الكترونيكى و مكانيكى به وجود آمده باشد. در ابعاد بزرگترى كه بخواهيم انيمترونيكس را بسازيم معمولاً شخص طراح انيمترونيكس يا يك هنرپيشه (وگاهى چند نفر) در قالب پوست آن مخلوق يا جسم سه بعدى مى‌رود و به صورت سه بعدى آن را حركت مى‌دهد.

جلوه‌هاى ويژه فيلم ارباب حلقه‌ها را مى‌توان زير مجموعه انيمترونيكس دانست به اين صورت كه صحنه‌هايى در زمان واقعى گرفته شده و با يك پديده انيمترونيكسى ادغام شده ولى در فيلم «كينگ كونگ» كاملاً از انيمترونيكس استفاده شده است. بايد بگويم كه يكى از شاگردان دوره فوق ليسانس من به نام پيتر ريچاردسون دست اندركار طراحى‌هاى فيلم و ساختن بدن كينگ كونك بوده و در واقع پايان نامه اش را درباره بخشى از اين فيلم نوشته است.

يكى ديگر از فيلم‌هايى كه من هم به طور مستقيم در ساخته شدنش نقش داشتم فيلم «۱۰۱ سگ خالدار» بود كه در آن كاملاً از انيمترونيكس استفاده شد. بعضى از سگ‌هاى اين فيلم در ابعاد بسيار بزرگى ساخته شده اند به صورتى كه ۳ نفر بتوانند در داخل آن جاى بگيرند و آن را به حركت دربياورند. بعداً از CGI استفاده كرديم تا ابعاد آنها را تا حد يك سگ طبيعى كوچك كنيم. يكى ديگر از فيلم‌هايى كه من به عنوان طراح انيمترونيكس در ساخته شدنش دست داشتم «Buddy» بود كه بيشتر در زمينه ساختار صورت و ميميك صورت طراحى مى‌كردم.

در فيلم «جيمز باند» جديد («كازينو رويال») كه اين روزها در لندن ساخته مى‌شود هم كار كرده ام كه به خاطر رعايت مسايل كپى رايت توضيح زيادى نمى توانم بدهم. انيمترونيكس به آن معناى گسترده در اين فيلم نقشى مستقيم ندارد اما انفجارهايى صورت مى‌گيرد كه ايده‌ها و طراحى اين انفجارها بر عهده انيمترونيكس است. البته ما بيشتر نقش مشاور را در اين فيلم ايفا مى‌كنيم. مدتى پيش هم فيلمى به نام «نارنيا» اكران شده كه در آن هم دستى داشتم.

جوانان ايرانى كه من ديده‌ام فيلم‌هاى غربى و‌ هاليوودى را كه از تكنولوژى‌هاى روز دنيا چون انيمترونيكس استفاده كرده اند، به خوبى مى‌شناسند. اما وقتى بحث فيلم‌هاى ايرانى مطرح مى‌شود حتى دوست ندارند نام هنرپيشه‌هاى ايرانى را بدانند چه برسد به اينكه نام تهيه كننده يا فيلمنامه نويس آن را بخواهند بدانند. و اين هم بيشتر به دليل نوع فيلمنامه نويسى ما در ايران است و از نظر من فيلمنامه‌هايى كه امروز در سينماى ايران نوشته مى‌شوند مسئول اصلى به وجود آمدن اين فاصله بزرگ بين مخاطبان نسل جوان و نسل پيشين است.

اگر در ايران فيلمى تاريخى ساخته مى‌شود، مخاطب جوان را كمتر مى‌تواند جذب كند و بيشتر مخاطبان آن افراد مسن تر و يا روشنفكران هستند. با كمك انيمترونيكس مى‌توان در ايران هم فيلم‌هاى تاريخى ساخت كه جوانان را نيز جذب كند.