یلدا
سلام به برو بچز . رفیق رفقا . دوستان . فامیل . همکاران و ......
ولي برا بزرگترا، يه خاطره، يه نشونهست
يلدا شب ولادته؛ اين جورهِ تو نوشتهها:
خورشيد و دنيا ميآرن، تو دل شب فرشتهها
فرشتههاي مهربون، فرشتههاي نازنين
از اوج ِ اوج ِ آسمون، ميان پايين، روي زمين
شبيه دونههاي برف، روي درختا ميشينن
تا خورشيد و بغل کنن، تا صُب يه وختا ميشينن
قصه ميگن براي هم؛ گر چه شبيه قصه نيست
قصهي اونها مثل ِ ما، نون و پنير و پسه نيست
ميگن: يه شب از آسمون پولک آبي ميباره
تا دم دماي صُب بشه برف حسابي ميباره
وقتي گمون نميکني، ستارهاي پر ميزنه
يه آفتاب مهربون، از تو افق سر ميزنه
يه شب تو اوج تيرگي، ستاره رو نشون ميدن
تو دل ِ شب، شب سيا، صُب ميشه و اذون ميدن
ميآد و مرهم ميذاره به ساقهي مَلَخ زده
نماز حاجت بخونيد، مردم ِ شهر ِ يخ زده!
ببخشید یه مدت نبودم . کار داشتم ولی خوب الان اومدم یه شعر توپ به مناسبت شب یلدا ( که گذشت ) د ارم براتون از آقا محمد رضا ترکی امیدوارم خوشتون بیاد
يلدا
ولي برا بزرگترا، يه خاطره، يه نشونهست
يلدا شب ولادته؛ اين جورهِ تو نوشتهها:
خورشيد و دنيا ميآرن، تو دل شب فرشتهها
فرشتههاي مهربون، فرشتههاي نازنين
از اوج ِ اوج ِ آسمون، ميان پايين، روي زمين
شبيه دونههاي برف، روي درختا ميشينن
تا خورشيد و بغل کنن، تا صُب يه وختا ميشينن
قصه ميگن براي هم؛ گر چه شبيه قصه نيست
قصهي اونها مثل ِ ما، نون و پنير و پسه نيست
ميگن: يه شب از آسمون پولک آبي ميباره
تا دم دماي صُب بشه برف حسابي ميباره
وقتي گمون نميکني، ستارهاي پر ميزنه
يه آفتاب مهربون، از تو افق سر ميزنه
يه شب تو اوج تيرگي، ستاره رو نشون ميدن
تو دل ِ شب، شب سيا، صُب ميشه و اذون ميدن
ميآد و مرهم ميذاره به ساقهي مَلَخ زده
نماز حاجت بخونيد، مردم ِ شهر ِ يخ زده!
دكتر محمدرضا تركي
+ نوشته شده در پنجشنبه ۸ دی ۱۳۸۴ ساعت توسط علی دیوونه...!
|