خدايا از تو سپاسگزارم خدايا به خاطر اين كه هرگز تنهايم نمي گذاري از تو سپاسگزارم. خدايا به خاطر

اين كه هر گاه در جاده زندگي قدم هايم اندكي از راه راست سست مي شود تو با تلنگري به راهم مي

آوري از تو سپاسگزارم. خدايا! ممنونم كه هر زمان كه تو را از ياد برده و حضور سبزت را در كنارم فراموش

كرده ام با نازل كردن بلايي كوچك مرا متوجه خود ساخته اي تا به ياد آورم كه در برابر اراده بي انتهايت

هيچ چيز تاب ايستادگي ندارد! خدايا! از اين كه مي بينم بزرگي چون تو، همواره مرا زير نظر دارد و هرگز

فراموشم نمي كند سخت به خود مي بالم . خدايا! با اين كه گناه كرده ام، ناسپاسي نموده ام، حتي

گاهي از رحمت بي كرانت نااميد شده ام و بنده خوبي برايت نبوده ام اما توي مهربان هر زمان كه درمانده

از همه چيز و همه كس شده ام باز هم با آغوش باز پذيرايم بوده اي و در نهايت بزرگواري حمايتم

كرده‌اي . به راستي اي پروردگار زيبا و مهربان در برابر اين همه لطف و بخشندگي تو چه مي توانم بگويم؟

اين همه سخاوت و كرم را چگونه پاسخگو باشم؟ خدايا! تعداد دفعاتي كه در نهايت ناباوري و بهت همگان

از راههاي عجيب و خارق العاده‌ات در سخت ترين و غيرممكن ترين شرايط ياورم بوده اي از حساب بيرون

است . خدايا! ممنونم كه هر زمان كه تو را از ياد برده و حضور سبزت را در كنارم فراموش كرده ام با نازل

كردن بلايي كوچك مرا متوجه خود ساخته اي تا به ياد آورم كه در برابر اراده بي انتهايت هيچ چيز تاب

ايستادگي ندارد! تو خود نيك مي داني كه بنده ات جز چيزهايي كه تو به او بخشيده اي در چنته چيزي

ندارد، پس تمنا دارم در يافتن راه درست زندگي و به دست آوردن شادماني عشق، آرامش و سعادت

حقيقي ياريم كني چرا كه بدون تو هيچ ندارم و با تو از همگان بي نيازم . خداي من مي دانم كه با اين

همه تو باز هم مرا دوست داري و هميشه و در هر لحظه مواظبم هستي زيرا اين حديث قدسي ات

همواره در ذهنم طنين مي افكند: " اگر آنان كه از من روي برتافتند؛ مي دانستند كه چقدر مشتاق

ديدارشان هستم، هر آيينه از شوق جان مي سپردند. الهی و ربی من لی غيرک

 نویسنده : سمیه دریادل