فیلم بادبادک باز
آدم ، وقتی قرار است فیلمی را بعد از خواندنش بر روی پرده سینما میبیند ، همواره در حال مقایسه و سنجش وفاداری کارگردان و عوامل تیم به داستان اصلی فیلم و موفق بودن آنها در تصویرسازیهاست. شاید بشود گفت نخستین اقتباس سینمایی را از یک اثر ادبی ، آدمی در ذهن خودش میسازد. گاهی اقتباسهای واقعی بعدی منطبق بر این تخیلات ذهنی میشود و امیدوارش میکند و گاهی هم این تصویرسازی نه بر ذهنیات انسان منطبق میشود نه چیزی بر آن میافزاید.
کارگردان فیلم بادبادک باز ، «مارک فورستر» است که مشهورترین فیلمش «در جستجوی ناکجاآباد» است و قرار است جیمز باند بیست و دوم را هم بسازد.

در لیست بازیگران این فیلم ، نام مشهور هالیوودی به چشم نمیخورد و در این زمینه جالبترین چیز برای ما حضور و بازی «همایون ارشادی» در نقش پدر امیر است.

همایون ارشادی در سال 1326 در اصفهان متولد شد ، تا مقطع دبیرستان در آبادان درس خواند. پس از دیپلم به ایتالیا رفت و در آنجا معماری خواند و یازده سال بعد به ایران بازگشت.
در سال 1375 توسط تهمینه میلانی به عباس کیارستمی معرفی و موفق شد در فیلم طعم گیلاس بازی کند. فیلم جایزه نخل طلا را بدست آورد و همایون ارشادی یکشبه ره صدساله رفت. بازی او در فیلم ماندگار درخت گلابی افتخار دیگری برای او به حساب آمد.
به هر حال مشتقان رمان بادبادکباز باید تا 2 نوامبر امسال در انتظار اکران فیلم باقی بمانند ، البته ساکنان ایران چند هفتهای بیشتر.
برداشت سینمایی رمان بادبادکباز با تم شرقی خودش برای ایرانیها هم میتواند بسیار جالب باشد ، چون که به خصوص در اوایل رمان بارها به نام ایران اشاره شده است ، ایران در کودکی امیر مظهر آبادانی ، هنر و پیشرفت بوده است.
از بودن یک سکانس در رابطه با ایران میتوان در این فیلم مطمئن بود ، سکانسی که در آن امیر از خاطره فیلم دیدنهایش میگوید:
«برای اولین بار فیلم وسترن را باهم (حسن) دیدیم ، ریو براوو ، که جان وین بازی کرده بود ، توی سینما پارک ، رو به روی کتابفروشی مورد علاقه من. یادم هست به بابا التماس کردیم ما را ببرد ایران تا جان وین را از نزدیک ببینیم. بابا یکدفعه آن خنده توفانی جانانهاش را سر داد -با صدایی که شبیه گاز دادن کامیون بود- و وقتی دوباره توانست حرف بزند ، مفهوم دوبله کردن را برایمان توضیح داد. من و حسن یکه خوردیم. هاج و واج ماندیم. جان وین اصلا فارسی حرف نمیزد و ایرانی هم نبود! آمریکایی بود ، درست مثل زنها و مردهای گیسبلند و مهربانی که با پیرهنهای رنگ روشن و کهنه ، همیشه دور و بر کابل پلاس بودند. ریو براوو را سه بار دیدیم ، اما فیلم وسترن مورد علاقهمان ، «هفت باشکوه» را سیزده بار. هر بار وقتی در آخر فیلم بچههای مکزیکی چارلز برانسون را -که دیگر معلوم شده بود او هم ایرانی نیست- دفن میکردند ، گریه میکردیم.»
سکانسی در فیلم هست که در آن «نوید نگهبان» قسمتی از فیلم هفت باشکوه را به فارسی دوبله کرده است.
تریلر فیلم بادبادکباز را می توانید در اینجا ببینید.