انتخابات 2.0
قبل از تلویریون مردم مجبور بودند به اخبار روزنامهها و رادیو در مورد کاندیدهای انتخابات اعتماد کنند. اطلاعات بسیار کند به مردم میرسید و به علاوه وقتی در اختیار مردم قرار میگرفت ، آقندر ویرایش شده بود که چیز زیادی بر اطلاعات مردم نمیافزود.
اگر بخواهیم در مورد دانش کم مردم در مورد منتخبهایشان مثال بزنیم ، شاید مورد رئیسجمهور روزولت مناسب باشد ، عده کمی از مردم در زمان رئیسجمهور روزولت می دانستند که وی به خاطر ابتلا به فلج اطفال نمیتواند راه برود ، چرا که روزنامهها از چاپ عکسهایی که روزولت را با آتلهای طبیاش به تصویر میکشید ، خودداری میکردند و ترجیح می دادند عکسهایی از وی را کار کنند که وی پاهای وی در آنها مشخص نباشد. تکلیف رادیو هم که مشخص بود ، هیچ راهی برای مردم وجود نداشت که از روی شنیدن نطقهای روزولت پی به فلج شدنش ببرند.

در جریان انتخابات سال 1960 و رقابت نیکسون و جان اف کندی ، همه چیز تغییر کرد. این انتخابات نخستین انتخاباتی بود که در آن مباحثه بین نامزدها ، به صورت زنده از تلویزیون پخش میشد. در طی این مباحثات نیکسون گریم نمیکرد و خسته و نامرتب به نظر میرسید ، در عوض کندی ظاهری مرتب و منظم داشت. بعد از این مباحثات ، نظرسنجیها نشان داد که کندی که پیش از آغاز این مباحثات با اختلاف کمی پشت سر نیکسون ایستاده بود ، توانسته است اختلاف خود را جبران کند و بر وی پیشی بگیرد. پخش زنده توانسته بود اولین قدم را در زمینه به رخ کشیدن توانایی و قدرت تأثیر رسانهها بر سیاست نشان بدهد.

مانند روند انتخابات ، تلویزیون هم در سالهای آتی تغییرات بسیاری پیدا کرد. از سال 1972 جناحهای عمده سیاسی ، سیستم انتخابات اولیه را برای معرفی منتخبهایشان ، تعریف کردند. از این زمان کانالهای و شبکههای متعددی برای تأثیرگذاری بر افکار رأیدهندگان به راه افتادند. بیل کلینتون هنگامی که در سال 1992 در شبکه MTV ظاهر شد و برای جلب نظر رأیدهندگان جوان به نواختن ساکسیفون پرداخت ، نقش رسانهها را بر افکار عمومی مردم به خوبی شناخته بود.

تحول بزرگ دیگر در دنیای رسانه ها پیدایش شبکه جهانی اینترنت بود. وب میتوانست برای هر شخص با معلومات فنی پایین ، پایگاهی ارزانقیمت فراهم آورد ، پایگاهی که حتی رسانههای جریان اصلی را به چالش بکشد.
انتخبات سال 2004 نخستین انتخباتی بود که جایگاه وبلاگها را در عرصه مبارزات نامزدها ، عیان کرد. کاندیدای اولیه دموکراتها یعنی هووارد دین توانسته بود با استفاده از سایتها و جنبش وبلاگنویسی بیش از هر نامزد دیگری سرمایه به دست آورد.
شبکه CBS یک مستند رسانه ای 60 دقیقهای پخش کرد که در آن سؤالاتی درباره عملکرد گارد ملی تگزاس در رابطه با جورج بوش مطرح شده بود. گروهی از وبلاگنویسهای محافظهکار در این زمان صحت و اصالت فیلمها را به چالش کشیدند و رفته رفته کار به جایی کشیده شد که CBS وادار شد ،اعتراف کند نمیتواند اعتبار فیلمها را تأیید کند.
تحول دیگر چندرسانه ای شدن وب است ، پیداست که یک ویدئو میتواند تأثیر بسیار بیشتری نسبت به متن بر مخاطبان بگذارد. این روزها مردم میتوانند به راحتی عکس ، ویدئو و فایل صوتی آپلود کنند. تآثیر این مورد در جریان انتخابات میاندورهای سال 2006 و در هنگامی روشن شد که ویدئوی دشنامهای نژادپرستانه سناتور ویرجینیا -جورج الن- روی یوتیوب قرار گرفت.
نقش رسانههای جدید در انتخبات پیش رو ، بیش از هر زمان دیگری نمودار است و از هماکنون جلوه های زیادی از این تأثیر را میتوان مشاهده کرد:
![]()
چند شب پیش ، نخستین مرحله جلسات پرسش و پاسخ نامزدهای دموکرات انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۸ امریکا که با همکاری سایت اینترنتی یوتیوب و شبکه سی ان ان ترتیب داده شده بود برگزار شد و هیلاری کلینتون، باراک اوباما و جان ادواردز به پرسشهای مردم پاسخ دادند.
سایت اینترنتی یوتیوب که تنها دو سال و نیم از عمرش گذشته است طی اقدامی جالب با همکاری شبکه خبری سی ان ان، فضایی را به پرسشهای مردم از نامزدهای انتخاباتی اختصاص داده است؛ هر کس می تواند در کلیپی ۳۰ ثانیهای سوالی از نامزد مورد نظرش بپرسد. در نخستین مرحله از این اقدام، دیشب سی ان ان ۵۰ سوال از میان ۲ هزار کلیپ ویدیویی ارسال شده به یوتیوب را گزینش کرد و نامزدهای دموکرات آنها پاسخ گفتند. این قطعات تصویری گستره وسیعی از سوالها و پرسشگران را شامل می شد؛ از پدر سربازی که در عراق کشته شده بود تا انیمیشنی به شکل آدم برفی که درباره گرمایش زمین می پرسید.

در حالی که شیوههای فعلی تبلیغات انتخاباتی کهنه و کم تاثیر شده، این شیوه ابداعی سایت اینترنتی یوتیوب چنان جنجال برانگیز و پرطرفدار شده که به احتمال زیاد، در جلسات پرسش و پاسخ مراحل بعدی رقابت انتخاباتی در نوامبر سال آینده نیز از همین روش استفاده می شود.
بسیاری از تحلیلگران قالب جدید طرح سوالات و برگزاری جلسات پرسش و پاسخ را گامی در جهت دموکراتیزه کردن برگزاری انتخابات دانسته اند و معتقدند این شیوه قابلیت آن را دارد که صداهای جدیدی را به فرآیند رقابت انتخاباتی وارد کند و معادلات رسانه ای را تغییر دهد. با این شیوه، مردمی امکان طرح سوال پیدا می کنند که معمولاً تا پیش از این صدایشان شنیده نمی شد. بعد از ظهور وبلاگ نویسی، این اقدام جدید شاید بزرگ ترین نقش اینترنت در فرآیندهای سیاسی باشد. با این حال، کارشناسانی نیز هستند که معتقدند سی ان ان نباید سوال های تصویری ارسال شده را گزینش می کرد. قرار است در ماه نوامبر جلسه پرسش و پاسخ مشابهی برای نامزدهای جمهوری خواه هم برگزار شود.
سایت اینترنتی یوتیوب به تازگی به یکی از عوامل تاثیرگذار سیاسی تبدیل شده است.این سایت تصاویری از نامزدهای دیگر هم پخش کرده است؛ تصاویری از بیل و هیلاری کلینتون که سریال «خانواده سوپرانو» را دست میاندازند، جان ادواردز که دارد موهایش را شانه می کند و آهنگ «حس می کنم خوشگلم» را می خواند. کلیپ جنجال برانگیز بر ضد هیلاری کلینتون در یوتیوب به وسیله یکی از افراد نزدیک به ستاد انتخاباتی باراک اوباما تهیه شده بود.
هيلاری کلينتون سناتور دمکرات آمريکايی و همسر رئيس جمهور سابق اين کشور که در پی به دست آوردن اين مقام در انتخابات سال ۲۰۰۸ است، از طريق سايت تبليغاتی خود در اينترنت در ساعتهای مشخصی از هفته به وسيله وب چت به صورت زنده با کاربران صحبت میکند.
دنيس کوسينيچ نماينده دمکرات مجلس نمايندگان آمريکا، يکی ديگر از نامزدهای انتخابات سال ۲۰۰۸، نيز اولين بار از امکانات سايت یوتيوب برای پاسخگويی به انتقادهای يکی از کاربران اين سايت استفاده کرد. او همچنين از سايت "مای اسپيس" که به گسترش شبکه اجتماعی افراد کمک می کند، برای تقويت تعامل خود با رای دهندگان استفاده کرده است.
جو بايدن، نماينده مجلس سنای آمريکا که يکی ديگر از نامزدهای دمکرات رياست جمهوری آمريکا است نيز با مقايسه سخنان ساير نامزدهای انتخاباتی در سايت يوتيوب با نظرات خودش درباره مسائل مختلف مانند جنگ عراق، سعی کرده چهره قویتری از خود به نمايش بگذارد.
تا به اينجا کليپ های باراک اوباما در سايت يوتيوب از ساير کانديداها محبوب تر بوده است. البته محتوای کلیپهای او بيشتر مربوط به سخنرانیها و فعاليتهای اجتماعی او است ولی هيلاری کلينتون که رقيب اصليش در مبارزه با ساير نامزدهای دمکرات برای تعيين کانديدای اين حزب در انتخابات پيش رو است، از او هوشمندانهتر عمل کرده است. در ميان نامزدهای حزب جمهوريخواه هم ميت رامنی حضور موثرتری از ديگران داشته است.
همزمان با نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا و طرفداران آنها، منتقدان این افراد نیز از اینترنت و یوتیوب برای زیر سؤال بردن سیاست های آنها بهره برداری می کنند.
چندی پیش انتشار کلیپی در یوتیوب که شخصیت تسلط جویانه هیلاری کلینتون را به نمایش گذاشته بود، جنجالهایی را به همراه داشت.
انتشار جلسه پرسش و پاسخ سناتور مک کین بر روی یوتیوب که در آن به شوخی از بمباران ایران اشاره شده بود نیز به شدت مورد توجه منتقدان وی گرفت و در بسیاری از سایت ها و وبلاگ ها منتشر شد.
کارشناسان می گویند کانديداهای رياست جمهوری آمريکا با تمام امکاناتی که دارند، از ويديوبلاگينگ به خوبی استفاده نمی کنند. جان مک کين سناتور جمهوری خواه يکی از اين افراد است. جف جارويس، استاد دانشگاه سيتی در نيويورک ضعف آقای مک کين را بی توجهی به ظرافت های تبليغاتی در اينترنت در مقايسه با رسانه های ديگر مانند تلويزيون می داند.
به گفته آقای جارويس، به رغم توجه گسترده همه نامزدهای رياست جمهوری آمريکا به اينترنت و به خصوص به ويديوبلاگينگ، آنها از ساير همتايان اروپايی خود در شناسايی ظرافت های تبليغاتی اين فناوری عقب تر هستند.
"هر کدام از نامزدهای انتخاباتی آمريکا به سبک خود از اينترنت استفاده می کند. هيلاری کلينتون به خوبی توانسته از اينترنت برای ارتباط با مخاطبان استفاده کند. باراک اوباما از آن برای افزايش محبوبيتش استفاده کرده. با همه اين حرف ها، آمريکايی ها از افرادی مانند ديويد کامرون رهبر حزب محافظه کار بريتانيا که در تعامل با کاربران اينترنت خيلی خودمانی و راحت است، عقب تر هستند."
آقای جارويس می گويد بيشتر نامزدهای رياست جمهوری آمريکا در اينترنت همان کليپ هايی را منتشر می کنند که در تبليغات تلويزيونی خود به کار می برند و اين در حالی است که اقتضای محيط اينترنت چيز ديگری است.
به گفته او تبليغات انتخاباتی در اينترنت بايد متناسب با پويايی اين رسانه و روحيه کاربران آن باشد تا با جلب توجه مخاطبان به انتشار پيام نامزدها از طريق آنها کمک کند.
وب و انتخابات در ایران
آیا وب و اینترنت میتوانند به همان اندازه غرب بر تحولات سیاسی و انتخابات تأثیرگذار باشند؟

شک و تردیدهای زیادی در این زمینه وجود دارد. در چند سال اخیر همزمان با انتخابات ، خبرهای مربوط به آن در صدر نوشتههای سایتها و وبلاگهای فارسی قرار گرفتهاند. سیل عکسها و خبرها و نقدها و شایعات را در این برهههای زمانی میتوان در گوشه گوشه وب خواند. اما آیا واقعا این حجم عظیم دیتا میتواند بر فرایند رأی دادن مردم به صورت معنیدار ، تأثیر بگذارد.
- هنوز بسیاری از مردم یا امکان اتصال به اینترنت را ندارند و یا دانش کار با اینترنت را ندارند. وانگهی شمار قابل توجهی از کاربران اینترنت در ایران ، تنها از آن استفاده تفریحی میکنند.
- مرورکنندگان سایتها و وبلاگها کسانی هستند که از پیش جبهه خود را مشخص کردهاند و بعید است که خواندن خبر یا نقدی بتواند نظر آنها را عوض کند.
- نوع رقابتهای سیاسی در ایران با غرب تفاوت فراوان دارد. شفاف بودن بیش از حد و اعلام زودهنگام قصد شرکت در انتخابات گاه میتواند ضربههای جبرانناپذیری به یک نامزد وارد کند.
- خود نامزدها هم شک و تردید فراوان نسبت به اینترنت و کارکرد سیاسیاش دارند. غالبا در آخرین ماههای مانده به انتخابات شاهد تأسیس سایتها و خبرگزاریها متمایل به یک نامزد و یا سایتهای شخصی هستیم.
- دل بستن حامیان یک گروه به اینترنت و یا نظرسنجیهای اینترنتی ، میتواند نتایج متناقضی در پی داشته باشد. واقعیت این است که عقاید و آرای جامعه اینترنتی ایران مشتی از خروار باورهای مردم ایران نیست. این مطلبی است ، مهم ٰ؛ که در بسیاری از موارد غفلت قرار میگیرد.
- تبلیغ اینترنتی به طورعام و تبلیغ اینترنتی سیاسی به طور خاص در ایران هنوز متولد نشده است که ما حتی بتوانیم تحلیلش کنیم. تبلیغ اینترنتی با تبلیغ در تلویزیون و روزنامه بسیار متفاوت است.
- سرعت پایین اینترنت در ایران امکان استفاده از ویدئو یا پخشهای زنده صوتی و تصویری را کاملا ناممکن میکند.
منابع : روزنامه شرق ، سایت بیبیسی ، سایت WebProNews