علیرضا افتخاری
استاد تاج اصفهانی علاوه بر منابع عظیم قرنها موسیقی ایرانی ؛ دارای منش های اخلاقی نیکویی هم بودند که زبانزد خاص عام است و یکی از آموخته های تاج به تمامی شاگردانش در وهله ی اول همین منش های اخلاقی بود. شاگردی استاد بزرگی چون تاج اصفهانی نقطه عطفی در زندگی هنری افتخاری بود به طوری که افتخاری موفقیت هایش را مرهون استاد تاج می داند و از ایشان همیشه به احترام و نیکی یاد می کند .
در سال 1357 با حضور بزرگانی نظیر دکتر صفوت ؛ دکنر فروغ ؛ استاد شهنازی ؛ استاد تجویدی و ... در آزمون باربد موفق به کسب رتبه نخست گردید. « استاد شهنازی دستش را روی دوشم گذاشت و فرمود که مواظب خودت باش تو دیگر خواننده ی این کشور شدی. من هم زانو زدم و دست ایشان را به احترام بوسیدم. » اینها خاطرات افتخاری از آن دوران است .
در سال 1360 که استاد تاج به دیار باقی شتافتند؛ افتخاری به نزد استاد دادبه رفت . استادی که علی رغم اینکه استاد معروفی در زمره موسیقی ایران نبود، اما دارای گوش و هوش موسیقایی قوی بود و سهم به سزایی در احیای دشتستانی داشت . استاد دادبه با افتخاری آواز و دو بیتی محلی و نیز صدا سازی کار کرد .

افتخاری در سال 63-62 آلبوم آتش دل را به یاد استادش ؛ تاج اصفهانی خواند . در حالی که در سنین جوانی بود. وی در همین سالها نزدبزرگانی نظیر استاد کسایی و استاد شهناز و استاد شجریان هم کسب علم می کرد به طوری که در مورد استاد کسایی نقل قولی از افتخاری در زیر آمده است :
« روزی با استاد کسایی سه گاه کار می کردیم و استاد از اول سه گاه ؛ خیلی تشنه بودند اما تا آخر سه گاه این عطش پابرجا بود و همچنان ادامه می دادند.»
افتخاری در سالهای اولیه دهه شصت ؛ اجراهای خصوصی نیز به همراه اساتیدی نظیر : کسایی ؛ بدیعی ، بیگجه خانی و شهناز داشتند . البته این آثار تک نسخه ای هستند و هیچگاه منتشر نشدند. در سال 64-63 با آوازی به نام قصه گیسو در ماهور و با نی کیانی نژاد در فیلم امیر کبیر صدای ایشان از تلویزیون پخش شد. افتخاری بعد از آتش دل بنا به فرموده مرحوم پدر ، تا سه سال نخواند و بعد از سه سال با موافقت آن مرحوم کارهایی نظیر راز و نیاز با استاد حسین علیزاده و مهروزان با استاد کیانی نژاد را اجرا نمود.
اواخر دهه شصت با کنسرت های پیاپی در کشورهای مختلف مصادف بود و از این کنسرت ها می توان به کنسرت راه ابریشم در 28 شهر و کنسرت آلمان (مقام صبر به همراهی استاد مشکاتیان) و ... اشاره کرد . در یکی از همین کنسرت ها در ونکور کانادا شایعه بمب گذاری در سالن سبب شد که ایشان به مدت 6 ساعت بدون امکانات صوتی در فضای آزاد برنامه اجرا کند که خود افتخاری هم از 6 ساعت خواندن پیاپی هنوز متعجب است آن هم بدون امکانات صوتی !
افتخاری در سال 69-68 در ژاپن با عارفی آشنا می شود که در پی این آشنایی به ختن چین نزد ایشان رفته و در آنجا عرفان و سلوک عرفانی را تجربه می کند . به طوری که در بازگشت ؛در آثارش تحول پیدا می کند و احساساتش در حین خواندن کاملاً تغییر می کند . ناگفته نماند که افتخاری اولین کسی بود که بعد از انقلاب ، اشعار حافظ را به صورت ترانه و تصنیف خواند . تصانیفی نظیر : روز هجران ، نفس باد صبا و ...
در اوایل دهه هفتاد با ارائه آثاری نظیر نازنگاه ، نیلوفرانه ، سروسیمین ، یاد استاد و ... تبدیل به چهره ای شناخته شده در نزد مردم گردید. در همین سالها در برنامه تماشاگه راز به همراهی اساتیدی نظیر جلال ذوالفنون ، بهزاد فروهری ، شهریار فریوسفی و ... به ارائه آثاری بداهه خوانی و نیز قطعات ضربی نمود که نمونه ای از این آثار در آلبوم مستانه و شب عاشقان بعدها عرضه شد . در اواخر دهه هفتاد نیز کنسرت ها از سر گرفته شد اما این بار در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی که نمونه ای از این کنسرت ها ، کنسرت لندن است که آلبوم آن اخیراً منتشر شده است .
عليرضا افتخاري؛افتخار آواز اصفهان

«سيد رحيم اصفهاني» از ميراثداران آواز و مكتب اصفهان در عهد ناصري بود كه نسبت به خوانندگان آن زمان مانند عارف قزويني، بخاطر بهرهگيري از مكتبي خاص، صدايي متفاوت داشت و نيز آخرين خوانندهيي بود كه به تمامي رموز موسيقي قديم احاطه و نيز داراي خلاقيت و ابتكار ويژه بود. او صدايي وسيع، توانا و تحريرهايي مشخا و شمرده داشت و هيچگاه در كاربرد كلمات زايد كه معمول خوانندگان سبك تعزيه )و تا حدي رايج( بود، بهره نميگرفت، بلكه تحريرهايش سنجيده بود و آواز را راحت و با طمانينه ميخواند.
«تاج اصفهاني» از شاگردان خلف او درباره سيد رحيم گفتاري معروف دارد: «سيد در آموزش بسيار دقيق بود. بويژه تحريرها را مناسب و در حد اعتدال در جاي مطلوب تجويز ميكرد و از تحرير بيجا در وسط كلمات يا وسط مصراع پرهيز ميداد. سيد ميگفت اول شعر را تحويل بده بعد تحرير بده.»
شيوه تحويل شعر و تحريرهاي مناسب و نيز وزنشناسي در آواز و تصنيف از مولفههاي اصلي مكتب آوازي اصفهان بود كه سيد رحيم از ميراثداران و احياگران آن در عهد ناصري محسوب ميشد. در مكتب او چند خواننده پرورش يافتند كه «تاج»، «اديب خوانساري»، «حبيب شاطر حاجي» و «سيد حسن طاهرزاده» از جمله معروفترين آنها هستند كه البته «تاج» بيشترين تاؤير را در ميان شاگردان سيد رحيم پس از وفات ايشان داشت
شاگردان تاج دو،سه نسل آوازي تاريخ موسيقي ما را در بر ميگيرد كه به هرحال تاؤير مستقيم يا غيرمستقيم از او گرفتهاند. «شاه زيدي» يكي از شاگردان نزديك و همنفس روزان و شبان مرحوم تاج بود كه البته پس از وفات تاج به غير از عرضه دو اؤر، شركت در محافل خصوصي آواز و برگزاري كلاس موسيقي چندان تاؤيري در احياي مكتب استادش نداشت. او متعلق به نسل دوم شاگردان تاج محسوب ميشد. با وجود بهرهمندي از ويژگيهاي مكتب اصفهان در صداي «شاه زيدي» دولتي مستعجل ماند.
اما يكي از آخرين شاگردان نسل سوم مكتب تاج، «عليرضا افتخاري» بود كه تا حدودي توانست احياگر مكتب آوازي اصفهان و استادش تاج اصفهاني باشد.وي از اواخر دهه 50 و اوايل دهه 60 كار خود را با اجراي آوازهاي اصيل آغاز كرد كه «آتش دل» به ياد استادش تاج با آهنگسازي «حسين برازنده» عرضه شد. او در اين اؤر بسيار قدرتمند، پخته و بيش از حد انتظار وارد شد، گويي نيم قرن تجربه آواز داشته است.
آؤار اوليه او مانند «كاروان»، «سروسيمين»، «مهروزان»، «غريبستان» و... از جمله آؤاري بودند كه بخوبي ردپاي مكتب اصفهان در آن ديده ميشوند. توتاليته، گرماي صدا، وسعت عالي درصدا، صافي صدا، تحريرهاي خوب، دلپذير، شمرده و در عين حال متنوع، جملهبندي و آوازي مرتب، رسا، جذاب، پخته و... ويژگيهايي بودند كه در كارهاي نخستين او ديده ميشدأ علاوه براين، در بيان شعر هم بسيار دقيق از پس اجرا برمي آمد.
او همچنين در اين آؤار مانند استادش تاج از تحريرهاي دلپذيري كه كلمات كمكي براي بيان جملات آوازي به شمار ميروند بخوبي و بجا استفاده ميكرد. افتخاري خوانندهيي بمخوان و راست كوك است كه البته براي تنوع )مانند طاهرزاده( از مناطق ريز هم استفاده ميكند )از ويژگيهاي ديگر آواز اصفهان(. صداي او قابليتهاي فراواني براي اجرا در دستگاهها و گوشههاي مختلف موسيقي ايراني دارد. آهنگسازان و تنظيمكنندگان نامي موسيقي ما براي تنظيم صداي او در اركسترهاي مجلسي مشكلي نداشتند، چرا كه صدايش قابليت در مناطق زيروبم )هردو( و گوشهها و مقامهاي گوناگون را دارد.
آؤار افتخاري متنوع و متعدد است و اساساص تكرار در كارهايشان راه ندارد، چراكه آؤار متعدد او نشان از ذوق خلاق و تجربتانديش او دارد. آؤار پيدرپي افتخاري چندان تفاوتي با هم ندارند، چراكه او دايم دنبال تجربهها و فضاهاي جديد در موسيقي است.
افتخاري البته مناسبخواني را همواره سرلوحه كارخويش قرارداده است، يعني آؤارش متناسب با نيازها و مقتضيات زمانه عرضه ميشود، به همين خاطر نيز كمتر خوانندهيي مانند او در بين تمامي اقشار جامعه بويژه قشر متوسط )و او به پايين( نهادينه شده است.
او در اوايل دهه 60 كه در تيتراژ سريال اميركبير )به كارگرداني، «علي حاتمي»( و به آهنگسازي «فريدون شهبازيان» و ني «محمد علي كيانينژاد» آوازي در درآمد ماهور با شعر «دوش در حلقه ما قصه گيسوي تو بود» «حافظ» خواند، خوش درخشيد. اگر بخواهيم از منظر جامعه شناختي به اين اورا نگاهي كوتاه بيفكنيم، آواز افتخاري در آن اؤر ماندگار و تاؤيرگذار واقع شد، چراكه صدايش از جنسي متفاوت برخوردار بود و نويد جرياني نو در موسيقي ايراني را ميداد. زيرا در آن زمان، موسيقي ما بخاطر شرايط جنگ در محاق و در خلا رفته بود و اساساص به موسيقي از موضع خصمانهيي نگريسته ميشد. از آن طرف خوانندگان معروف سنتي مانند «بنان»، «اديب»، «محمودي خوانساري»، «تاج» و... دارفاني را وداع كرده بودند، «ايرج» و «گلپا» نيز كاملاص )بخاطر شرايط انقلابي( طرد شده بودند، «شجريان» نيز به سمت موسيقي محفلي روي آورده بود و كمي هم گوشه انزوا گزيده بود و «صديف» هم مانند هميشه كم اؤر بود.
بنابراين تنها كسي كه توانست پرچمدار موسيقي اصيل ايراني در آن شرايط باشد، صداي صاف، زلال، گرم و پخته افتخاري بود. افتخاري را نبايد فقط در آواز مجوز گرفتهاش از ارشاد بررسي كرد، بلكه بايد آن را در نوارهاي تك نسخهيياش در مجالس خصوصي بويژه در اوايل انقلاب با نوازندگان برجسته، نيز نگريست. او در محفل خصوصي كه در سال 1363 در منزل مرحوم جواد آذر درحضور «محمدرضا لطفي»، «محمدعلي كياني نژاد» و بداههنوازي استاد چيره دست تار مرحوم «بيگجهخاني» برگزار شده بود همراه با نوازندگي «بيگجهخاني» آوازي در «ماهور» و «اصفهان» خواند كه بسيار به دلها نشست. افتخاري كه در آن زمان كمتر از 25 سال داشت، آنچنان پرقدرت، با صلابت و مسلط خواند كه مورد تحسيناساتيد حاضر در آن محفل قرار گرفت.
«بيگجه خاني» كه خود از نزديك صداي بسياري از خوانندگان را درك و با آنها همنوازي كرده بود، در آن محفل كمي درباره آواز قدما صحبت كرد و گفت: «هيچكس مانند اقبال آذر مسلط در موسيقي و آواز نبود، صداي هيچ كس به پاي صداي او نميرسد و...» )قريب مضمون( البته طبيعي است چون بيگجهخاني عمري را با «اقبال آذر» همنشيني، همنفسي و همنوازي كرده، كس ديگري نتواند جاي او را برايش بگيرد. بيگجهخاني البته نكته ديگري را هم گفت: «در روزگار ما به نظر من «عليرضا افتخاري» بسيار مسلط و پرصلابت ميخواند )قريب به مضمون( بيگجهخاني در آن جلسه همچنين «افتخاري» را احياگر مكتب استادش «تاج» خواند، تا جايي كه حتي منش اخلاقي او را هم مانند «تاج» تلقي كرد و...كدام 25 سالهيي در آواز اين چنين مورد تحسين اساتيد مسلم موسيقي ما واقع شده است? در فحواي آواز افتخاري ميراث گرانقدر موسيقي اصفهان نهفته است.
همچنين «عليرضا افتخاري» با بزرگان موسيقي ايران مانند «حبيبالله بديعي» نيز به ارايه آواز پرداخته است. اين در حالي بود كه استاد بديعي هم با هر نوازنده و خوانندهيي همنوازي نميكرد. باز در محفل خصوصي ديگري كه با استاد مسلم تار «جليل شهناز» خوانده، آواز او يادآور قريب به نيم قرن همنوازيها و جوابهاي استاد شهناز و كسايي با مرحوم تاج بوده است.افتخاري چنان مسلط از پس جوابها برآمد كه با تشويق استاد شهناز مواجه شد. كارهاي نخستين افتخاري مانند محافل خصوصي كه با اساتيد بزرگي مانند، موسوي، كسايي، شهناز، بديعي، بيگجهخاني، كيانينژاد و... خوانده و نيز آؤار معروف و منتشر شده او مانند غريبستان، مهرورزان، سر و سيمين، آتش دل، درآمد ماهور )در سريال اميركبير( و... همه و همه حاكي از احياي سنت مدرسي مكتب اصفهان و مرحوم تاج است.
افتخاري البته به مرور زمان تجارب جديدتري پيدا كرد و با اشاره استاد مرحوم دادبه و با توجه به ظرفيتهاي صدادهي خاص خود به سمت آواز دشتي و سبك دشتستاني روي آورد كه آلبوم «اي دريغا» )در رحلت امام خميني( و «بهاران» و نيلوفرانه در همين راستا بود. استاد دادبه عليرغم اينكه استاد معروفي در زمره موسيقي اصيل ايران نبود، اما به واقع موسيقيشناس قدر و داراي گوش و هوش موسيقيايي قوي بود و علاوه بر اينكه در احياي دشتستاني كه كمتر در آوازها و بيشتر در تعزيهها و آوازهاي محلي، مورد استفاده واقع ميشد، نقش برجستهيي داشت. البته استاد محمدرضا شجريان پيشتر از «عليرضا افتخاري» پي به اين حافظه و گنجينه برده بود، اما سهم افتخاري در احياي اين سبك بيشتر بود.
در ادامه اين راه بود كه صداي افتخاري استقلال خاصي پيدا كرد. همچنان كه او غيرمستقيم و با توجه به راهنماييهاي شاگردان و نزديكان «طاهرزاده» بويژه برادرزاده ظاهرزاده كه خود از خوانندگان نامي موسيقي اصيل ايراني بود توانست به مكتب طاهرزاده كه متمايل به مكتب اصفهان بود، احاطه پيدا كند. بنابراين ميتوان ردپاي آواز «طاهرزاده» را نيز در صداي افتخاري يافت. حتي برخي از موسيقيشناسان ردپاي صداي «ايرج» را در صداي او جستهاند. اما جنس صداي افتخاري جنسي متفاوت است. هم از مكتب و سبك قدما بهرهمند ميشود، هم در كارهاي خود خلاقيت ميدهد.
به هرحال ما دو گرايش در تاريخ آواز پس از مشروطه داشتيم و در چنين رويكردي عليرضا افتخاري، هم احاطه به آواز داشته و دارد و هم از حس وزنشناسي خوبي برخوردار است. افتخاري تسلط فراواني بر تاريخ تصانيف دارد و همچنين از حسن لطيف تلفيق شعر با موسيقي برخوردار است. با جرات ميتوان گفت كه افتخاري در دو حوزه آواز و تصنيف احاطهيي بينظير دارد كه اين در تاريخ موسيقي ما بيمانند است.
به هرحال افتخاري در دهه اول حيات خود گرايش به آواز داشت و از تصنيف مانند قدما براي زيبايي آواز استفاده ميكرد. حتي مانند قدما ابتدا از آواز آغاز ميكرد، پس از آن به خواندن تصنيف ميپرداخت. بطور مثال دو اؤر او مانند «مقام صبر» )آهنگسازي مشكاتيان( و «راز و نياز» )آهنگسازي حسين عليزاده( كاملا از سبك آوازي قدما پيروي ميكند. اما در ادامه از دهه 70 به بعد به واسطه نهادينه شدن آؤارش در سطح جامعه، به صورت عمده فعاليت خويش را معطوف به تصنيفخواني كرد. البته او مانند ديگر رقيبان بيضرورت و بيمحابا به سمت تصنيف نرفت، بلكه با توجه به شناخت ضرورتهاي زماني و با توجه به احاطهيي كه به تصانيف قديمي داشت و با توجه به حسن انتخاب آهنگسازان نامي، به سمت تصنيف گرايش پيدا كرد.
او به واقع به ما نشان داد كه آواز تنها در تحريرهاي بيوقفه و كليشهيي خلاصه نميشود بلكه موسيقي در بردارنده وجوه گوناگوني است كه ميتوان از آن لذت برد، هم با آن گريست و هم با آن مسرور بود. او توانست عدم اقبال مردم از موسيقي سنتي را به اقبالي پرشور بدل كند. در خاتمه بايد از زنده كردن تصانيف قدما كه ميرفت به آرشيو تاريخ موسيقي بپيوندد توسط افتخاري ياد شود، تصانيفي كه روزي روزگاري مردم ما با آن زندگي ميكردند. از قضا يكي از ويژگيهاي «افتخاري» پي بردن به ضرورت احيا و بازآفريني تصانيف گذشته است.
تصانيفي كه عمدتا توسط خوانندگان زن خوانده شده بود و به همين خاطر ميرفت از اذهان رخت بربندد، اما او با حسن سليقه خود باعث شد، تا اين تصانيف از يادها نرود.
بازخوانی ترانه ها

بازخوانی ترانه ها و تصانیف قدیمی یکی از عوامل زنده نگهداشتن این ترانه ها وتصانیف و همچنین آهنگسازان آنها می باشد. که در این مقوله جای بحث فراوان است. در بازخوانی یک اثر یا بهتر بگویم در اجرای دوباره و جدید یک اثر باید به این نکته توجه شود که اجرای جدید قابلیت این را داشته باشد که بتوان از آن بعنوان اجرای ماندگار آن اثر نام برد.
برای مثال تصنیف الهه ی ناز ساخته ی مرحوم محسنی و باصدای استاد بنان. این تصنیف بعد از مرحوم بنان با صدای افراد مختلفی ضبط و اجرا شد که بطور حتم همگان بر این عقیده اند که اجرای بنان بهترین و شیواترین اجرای آن است. از طرفی این تصنیف به پررنگی همان زمان باقی مانده است. پس وقتی تصنیفی کم رنگ نشده و به همان طراوت اولیه است دلیلی بر اجرای مجدد آن نیست.
اما تصانیفی هستند که به دلایلی نشانی از آنها نیست یا کم رنگ شده اند. در مورد این تصانیف اجرای جدید و قوی می تواند به پررنگ شدن و تاثیر گذاری آن بیفزاید. مانند تصانیف استاد تجویدی که با صدای استاد علیرضا افتخاری و تنظیم مهرداد پازوکی دوباره احیا شد. که به نوبه ی خود یک بازخوانی موفق محسوب می شود. چنانچه خود استاد تجویدی هم از اجرای جدید آثارش بسیار خرسند و راضی بود.
پس درین شکی نیست که اجرای دوباره ی تصانیف قدیمی یک نیاز محسوب می شود. چنانچه خود استاد شجریان هم در بسیاری از آثار رسمی و غیر رسمی خود به بازخوانی آثار قدیمی پرداخته اند. که این نشان دهنده ی این است که استاد شجریان خود بر ضرورت امر واقف می باشند. و این عمل را ضروری و واجب می دانند. که دلیلی است بر ضرورت اجرای جدید برخی از تصانیف قدیمی.
آلبوم صیاد

آلبوم بردی از یادم ...
![]()
بردی از یادم با صدای ویگن و دلکش
آلبوم قلندروار...

|
|
|
|
|
|
قلندروار |
|
||
|
آیینه دل |
|
||
|
پای پیاده |
|
||
|
سلسله مو |
|
||
|
مشرق مطلق |
|
||
|
بوی زنجیر |
|
||
|
انعکاس سبز |
|
||
|
تب و جنون |
|
||
| <><> |
اجرایی با همراهی تار استاد جلیل شهناز : دانلود
اجرایی با همراهی تار استاد بیگجه خانی : قسمت اول قسمت دوم
اجرایی با همراهی ویولون استاد حبیب ا... بدیعی : دانلود
همتای آفتاب - آهنگساز : زنده یاد عماد رام (1365) : دانلود
دریغا - با همراهی نی استاد محمد موسوی (1368) : دانلود
قطعه بی تو به سر نمی شود : دانلود
آواز نسیم حیات : دانلود
ضربی نسیم حیات : دانلود
ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
بیا تا گل برافشانیم - جلیل عندلیبی
بیا تا گل برافشانیم - پرویز مشکاتیان
بیا تا گل برافشانیم - ذوالفنون و منتظری
غریبستان (در انتهای صفحه بر روی دکمه Download کلیک کنید.)
فايل کليه اشعار کاستهاي عليرضا افتخاري را تا کاست خاطرات جوانی كه شامل ۴۵ كاست است هم لينك اولی با نام كليه اشعار موجود است. دانلود