الکساندر دوما ( Dumas (pere), Alexandre)

اما شهرت اصلی را در 1829 با نوشتن نمایشنامه "هانری سوم و دربارش" Henri III et sa Cour به دست آورد. این اثر منثور در پنج پرده در 11 فوریه 1829 در کمدی فرانسز بر صحنه آمد و موفقیت بزرگی به دست آورد. موضوع نمایشنامه اشکالتراشیها و دسیسههای پیچیده سیاست درباری، در ضمن ماجراهای عشقی درباریان بود. این اثر استادی خارقالعاده دوما را در بهره گرفتن از منابع تاریخ ملی فرانسه و استخراج نمایشنامههای رمانتیک از این ذخایر پایانناپذیر نشان میداد و او را راهگشای هنر تئاتر جدیدی معرفی میکرد که تقریباً ربع قرن بر صحنههای تئاتر فرانسه تسلط یافت. ادراک عمیق دوما از هنر نمایشی و سهولت بیان او را از چنان پیروزیای در این راه برخوردار کرد که ویکتورهوگو، پیشرو واقعی تئاتر رمانیتک هرگز به آن دست نیافت. از جمله نمایشنامههای تحولانگیز دوما این آثار است: "آنتونی" Antony (1831) تئاتر رمانتیک موفق. موضوع این نمایشنامه عشقهای افراطی بود که حد و مرزی نمیشناخت و با آیین و قراردادهایی که بر اجتماع حکومت داشت، پیوسته در مبارزه بود.
"برج نل" La Tour de Nesle در پنج پرده که در 1832 برصحنه آمد و از توفیق بسیار برخوردار گشت. عنوان نمایشنامه مربوط به افسانهای است که از برج نل مخفیگاهی برای جنایت میسازد، خاصه این افسانه که همسر لوئی دهم پادشاه فرانسه و خواهرش در پی شبی عاشقانه عشاق خود را در آن به قتل میرسانند و این خود موضوعی برای تئاترهای رمانتیک میگردد. نمایشنامه برج نل با بیانی پرطمطراق و رنگین حوادث جالب توجه و در عین حال غمانگیز عاشقانهای را که جا به جا با این برج رابطه مییابد، پیش چشم میگذارد."دون ژوان مارانیا یا سقوط فرشته" Don Juan de Marana ou la Chute d’un ange (1837) نمایشنامهای خیالانگیز که نویسنده در آن آسمان و زمین را در برابر تجاوز این اغواگر معروف قرار میدهد، حتی فرشتهای که به صورت راهبه برای نجات روح گناهکار دون ژوان به زمین میآید، به او دل میسپارد، از فرشتهخوئی دست میکشد و خود را به او تسلیم میکند.
دوما بعدها از رمانهای خود نیز تعداد فراوانی نمایشنامه اقتباس کرد و در حدود پانزده نمایشنامه نیز پس از مرگش بر صحنه آمد. وی با آنکه نویسنده بزرگ آثار نمایشی به شمار میآمد، از 1839 به رماننویسی دست زد و از رمانهای تاریخی آغازکرد. او که ذوق نمایشی عمیقی داشت، در رمانهای تاریخی نیز به حوادث جالب توجه و اعمال رنگارنگ و مردان بزرگ علاقه نشان میداد. در واقع تاریخ در نظر دوما سرچشمهای از هیجانها بود که تنها از امور استثنایی و غیرعادی پدید میآمد، نه از واقعیتهای ساده. خود او نیز در خلق مکالمهها و صحنههای پرتحرک استعداد شگرفی داشت که خاص رمان نویسیش بود. تعداد رمانهای دوما به هشتاد میرسد که غالب آنها، تنها نوشته شده و بعضی نیز با همکاری ماکه Maquet که دوما از 1839 تا 1851 با وی همکاری داشته است، نوشته شده است. از معروفترین رمانهای دوما که با همکاری ماکه نوشته شد، "سه تفنگدار" Les Trois Mousquetaires (1844) است.
اشخاص این داستان سه نجیبزاده و سه دوست جدانشدنی، از تفنگداران لوئی سیزدهماند که بعدها چهارمین نیز به نام "دارتانیان" D’Artagnan به جمع آنان میپیوندد و قهرمان اصلی داستان میگردد. ارتباط حوادث در این رمان بزرگ استعداد فراوان دوما را در هنر نقل نشان میدهد. در واقع دوما از تودههای مطالب تاریخی اثری افسانهای و بدیع و جاندار آفریده است که از غنای فراوان صور ذهنی و سهولت بیان برخوردار است. سه تفنگدار در میان آثار فراوان دوما و جانشینان او شاهکاری بیهمتا به شمار آمد و هنوز از کتابهای پرخواننده جهان محسوب میشود. پیروزی این داستان چنان برقآسا و کامل بود که دوما دنباله آن را در داستان "بیست سال بعد" Vingt ans après پی گرفت و سال بعد، در 1845 انتشار داد.
در این داستان دارتانیان میخواهد که گروه چهارنفری معروف خود را که بر اثر حوادث و گذشت زمان پراکنده شدهاند، جمع کند. سومین داستان از این رمان بزرگ با عنوان "ویکنت دو بروژلن" Le Vicomte de Bragelonne در 1848 انتشار یافت. داستان اول این سلسله شخصیت مستبد "ریشلیو" Richelieu را معرفی میکند، داستان دوم شخصیت "مازارن" Mazarin و عصر آشفته حکومت "آن دوتریش" Anne d’Autrich را پیش چشم میگذارد و در سومین داستان، خواننده به دوره پرشکوه و پرجاه و جلال سلطنت لوئی چهارده برده میشود. قهرمان داستان اخیر همان دارتانیان است که به میانسالی رسیده، سه تفنگدار دیگر را رها کرده و با مأموریتهایی که انجام داده، از نزدیکان لوئی چهارده گردیده است.
داستان در این بخش صورت وقایعنگاری به خود میگیرد و عشقهای شاه و سقوط "فوکه" Fouquet و روی کار آمدن "کولبر" Colbert و سایر وقایع تاریخی را منعکس میکند. از نظر تصویر وقایع تاریخی، داستان اخیر مهمترین بخش به شمار میآید و از نظر توصیف محیط عصری خاص، صادقانهترین بخشها. این رمان عظیم که در آغاز از طرف نویسنده برای دو جلد درنظر گرفته شده بود، به چهار جلد رسید، زیرا تاریخ که در شروع کار تنها زمینه حوادث بود، در جلدهای بعد به تدریج مقام مهمی یافت. رمان بسیار معروف دیگر دوما "کنت دومونت کریستو" Le Comte de Monte-Cristo در 1845 منتشر شد و توجه عامه را به خود جلب کرد. داستان سرگذشت مسافر مرموزی است با چهرههای گوناگون که با ثروت افسانهای خود قصد دارد جامعه اشرافی پاریس را دگرگون کند، زیرا سالها پیش در شب عروسی خود به وسیله رقیب عشقیش به تهمت طرفداری از ناپلئون به زندان افتاده است.
غنای تخیل و نقل حوادث خارقالعاده ، موجب شده است که کتاب برای خواننده کشش فوقالعاده در بر داشته باشد. شهرت این داستان با نمایشنامهای که خود نویسنده از آن اقتباس کرد، ادامه یافت. دوما که در عالم تئاتر موفقیتی به دست آورده بود، مصمم شد که تئاتری خصوصی دایر کند، پس تئاتر تاریخی Theatre Historique را به وجود آورد و مخارج گزافی برای ساختن آن متحمل شد و نمایشنامههای خود را در آن برصحنه آورد که کارش با وجود استقبال تماشاچیان، سرانجام به ورشکستگی انجامید و دوما از ترس طلبکاران به بلژیک گریخت. در بلژیک یک سلسله رمان دنبالهدار با عنوان کلی "خاطرات یک پزشک" Memoires d’un Medecin نوشت، از آن جمله داستان "ژوزف بالسامو" Joseph Balsamo مردی، با قدرت شگرف هیپنوتیزم که به وسیله این قدرت حوادث آینده را در کشورهای مختلف پیشبینی میکند و قصد دارد در جوامع گوناگون و حتی در محیط دربار که به سبب فساد در راه سقوط است، انقلابی پدید آورد.
پس دسیسههای پنهانی آغاز میکند، تصویرهای خیرهکننده از دربار، صفات قهرمانان و اختلاط عجیب عالم واقع و خیال، به این اثر قدرتی فراموشناشدنی میبخشد. شاید دوما هرگز چنین پردهای از صور ذهنی و هیجان و ریزهکاری در دسیسه پیش چشم نگسترده باشد. از داستانهای دیگر این سلسله "گردنبند ملکه" Collier de la Reine (1849) و "آنژ پیتو" Ange Pitou (1851) است که هردو با پیروزی همراه بود. رمان "شوالیه دو مزون روژ" Le Chevalier de Maison Rouge نیز در 1846 توفیق بسیار به دست آورد. دوما چندین اثر تاریخی نیز انتشار داد که از آن جمله است: "کشور گل و فرانسه" Gaule et France (1832)، "ژاندارک" Jeanne d’Arc (1842)، "لوئی چهارده و قرن او" Louis XIV et son Siecle و مانند آن. سلسله سفرنامه Impressions de Voyage که مربوط به سفرهای دوما در کشورهای اروپایی میان سالهای 1835 و 1859 است، او را استاد درجه اول نقل و گزارش معرفی میکند، توصیفهای بیشمار و یادداشتهای فراوان درباره کشورهای مختلف آمیخته با لطیفهها، نظریههای تاریخی و نوشتههای جغرافیایی، کتاب را چون میدان وسیعی ساخته است که دوما با قدرت نقل و بینش جهانی در آن امکان جولان یافته است.
![]()
"لاله سیاه" داستان زندگی انسانی به نام "کورنلیوس ون برن" است که لاله سیاه بی نظیزی را پرورش داده است.اما از بخت بد به زندان می افتد و در مدتی که در زندان است،همسایه بد ذات او ،لاله بی نظیرش را می دزدد، اما درست قبل از این که کورنلیوس اعدام شود، حقیقت آشکار می شود و وی نجات پیدا می کند. گفته می شود الکساندر دوما این داستان را در مورد وضعیت سیاسی هلند در سال ۱۶۷۲ نوشته است و در نوشتن آن از زندگی واقعی "جان" و "کورنلیوس دوویت" که هر دو به اعدام محکوم شدند، الهام گرفته است.
"خاطرات من" Mes Memoires از 1852 تا 1854 در بروکسل به صورت پاورقی منتشر شد که زندگی دوما را چون رمانی ماجراجویانه و قصههایی دنبالهدار ساخته که هم سرگرمکننده و پرجاذبه است و هم مدرکی گرانبها از نقطه نظر تاریخی و تحلیل روانی به شمار میآید. دوما در 1853 به پاریس بازگشت و به نشر روزنامه و مجلهای پرداخت که دخالت مقامات سانسور موجب شد تا دست از آن بردارد و بار دیگر پاریس را ترک کند. این بار دوما به ایتالیا رفت و در مبارزههای استقلالطلبانه "گاریبالدی" Garibaldi شرکت کرد و پس از چهار سال اقامت در ناپل و ماجراهای بسیار به پاریس بازگشت.
آلکساندر دوما که در سراسر زندگی از آثار خود ثروت فراوان به دست آورده و چشمان مردم پاریس را به وسیله پذیراییهای پرشکوه و زندگی مجلل خود خیره ساخته و قصر و تئاتر شخصی بنا کرده بود، آخرین سالهای عمر جیرهخوار پسر و دختر خود گشت. وی در حدود سیصد رمان و نمایشنامه و تعداد بیشماری مقاله از خود باقی گذاشت. آثار کامل او شامل 103 جلد است. این مطلب درست است که دوما سبک خاصی نداشت و تاریخ ادبیات فرانسه به همین جهت چندان او را نستود، اما آثار عظیمش مانند آثار هوگو و بالزاک از پرخوانندهترین آثار عصر رمانتیک به شمار آمده و قهرمانان داستانهایش با وجود عدم ثبات روحی، اشخاصی فراموش نشدنی ماندهاند. شاید نتوان دوما را با معیار ارزشهای دیگر نویسندگان سنجید، اما وی خالق افسانههایی است که فرانسه از قرنها پیش به خود ندیده بود.
دانلود ۲ کتاب الکساندر دوما ( فرانسوی)
Le Prince des voleurs. (PDF) 1085 ko.
Robin Hood, le proscrit. (PDF) 1374 ko.
دوما ، الکساندر(پسر) Dumas (fils), Alexandre نمایشنامهنویس و رماننویس فرانسوی (1824-1895). الکساندر دوما (پسر) فرزند نامشروع الکساندر دوما (پدر) بود و در کودکی مورد بیاعتنایی و بیمهری او. سالها با مادرش در فقر زیست، تا آنکه در نه سالگی به یکی از شبانهروزیهای پاریس سپرده شد و تا هفده سالگی در آنجا ماند. در کالج تحصیلات درخشانی انجام داد و به دریافت جایزههای متعدد نایل آمد. پس از آنکه شش ماه در خانه پدر اقامت کرد، مصمم گردید که به جبران گذشته زندگی آزاد و مستقلی داشته باشد.

پس در لذت و بیبند و باری فرو رفت و چنان در این راه افراط کرد که هنگامی که به سن قانونی رسید، ناگهان خود را در برابر قرض هنگفتی یافت که خاصه برای نوجوانی چون او ، کمرشکن بود. او خود بعدها در این باره نوشته است: «در حالی که نمیدانستم چه باید کرد، به ادبیات روی آوردم». و باید پذیرفت که در واقع برای این کار ساخته شده بود.
دوما ابتدا در 1845 دیوانی با عنوان "گناهان دوره جوانی" peches de Jeunesse انتشار داد که چندان جلب توجه نکرد. سپس نمایشنامه منظوم تک پردهای "جواهر ملکه" Le Bijou de Reine را برصحنه آورد. از آن پس همه آثار خود را به نثر نوشت و پس از بازگشت از سفری به اسپانیا که در 1846 به همراهی پدر انجام داده بود، رمانی به سبک رمانهای پدر انتشار داد به نام "ماجراهای چهار زن و یک طوطی" Les Aventures de Quatre Femmes et d’un Perroquet که در شش جلد در سالهای 1846-1847 انتشار یافت که باز شکست خورد. دوما که پی برده بود در انتخاب این شیوه رماننویسی به راه خطا رفته است، مصمم شد که دنباله داستانهای کاملاً تخیلی را رها کند و همه هنر نویسندگی را درباره بینش مستقیم جامعه به کار اندازد و واقعبینانه جامعه را چنانکه میبیند ترسیم کند و از این آزمایش پیروزمندانه بیرون آمد، چنانکه در 1848 و در بیست و چهارسالگی با انتشار رمان "مادام کاملیا" La Dame aux Camelias به چنان شهرتی برقآسا دست یافت که کمتر از شهرت پدر نبود.
پدر نیز از این پیروزی بر خود بالید و پسر را بهترین اثر خویش خواند. موضوع داستان مادام کاملیا عشق جوانی از خانوادهای اصیل است به نام "آرمان دووال" Armand Duval به روسپی پرجاه و جلالی به نام "مارگریت گوتیه" Marguerite Gautier. دوما در مدت سه سال پس از آن به قصد پرداخت وامهای خویش، دهها رمان نوشت که در همه آنها آداب و رسوم جامعه و زمان خود را تصویر کرده بود. در این زمان به دعوت یکی از بستگان پدر به تئاتر روی آورد و تا سالها، رماننویسی را کنار گذارد. در 1852 از داستان مادام کاملیا نمایشنامهای ساخت که در پاریس و خارج از آن موفقیت بزرگی به دست آورد و به طور قاطع میتوان آن را سرآغاز نمایشنامههای آداب و رسوم دانست، نمایشنامهای آمیخته از احساسی عاشقانه و بینشی واقعی از جامعه و مسائل آن.
قدرت و تأثیر نمایش مادام کاملیا چنان بود که مارگریت را قهرمانی مافوق قهرمانان رومانتیسم قبل از خود ساخت و در وجودش نیرویی از انسانیت قابل توجه و برجسته نمایان کرد. دوما که بار سنگین قرض را از دوش برداشته بود، توانست آزادانه و پیاپی نمایشنامههای جدید بر صحنه آورد، از آن جمله است: "دیان دو لیس" Diane de Lys در 1851، "سبکسران" Le Demi-Monde، کمدی آداب و رسوم که در پنج پرده در 1855 اجرا شد و بلیغترین و عمیقترین و بیپرواترین اثر دوما به شمار آمد. دختری زیبا و طناز با وجود گذشته مغشوش و ناپاک با جوانی شرافتمند و بیخبر از همه چیز ازدواج میکند و فاسق دختر میکوشد تا جوان را از گذشته او آگاه سازد و در این راه حوادثی پیش میآید. "مسأله پول" La Question d’Argent در 1857 در پنج پرده بر صحنه آمد. دوما که پیوسته در اندیشه اصلاح اخلاق جامعه بود، در این اثر جامعه سرمایهداری و عطش سیریناپذیرش را به پول وصف میکند و بانکدار ثروتمندی را نشان میدهد که برای به دست آوردن پول بیشتر، همه چیز را زیر پا میگذارد و سرانجام نیز همه حسابهایش غلط درمیآید.
نمایشنامه "پسر نامشروع" Le Fill naturel در 1858 و "پدر مسرف" Un Pere Prodigue در 1859 به اجرا گذاشته شد. دوما در همه این کمدیها خود را مصلح بیپروای جامعه، طرفدار تساوی زن و مرد، دشمن بیعدالتیها و ریاکاریها معرفی میکند، قهرمانان نمایشنامههای او همهجا سخنگوی صادق شخص وی به شمار میآیند و او در خلق صحنههای پرتحرک و گفت و شنودهای آمیخته با زیرکی و هشیاری و فصاحت و بلاغت، استادی خاص نشان میدهد. دوما در حدود 1860 به سبب بیماری ناشی از کار زیاد، از نوشتن دست برداشت و به استراحت پرداخت و چهار سال بعد در 1864 هنگامی که سلامت خود را بازیافت، دوباره قلم به دست گرفت. سلسله نمایشنامههایی که دوما در این دوره نوشت در عداد نمایشنامههای اخلاقی و تربیتی قرار گرفت که بیشتر آنها مسائلی را مانند ازدواج، فسق و فجور، فرزندان نامشروع و روسپیگری مطرح میکند، از آن جمله است: "دوست زنان" L’Ami des Femmes در پنج پرده که به سبب وصف گویا و شیوه صادقانه و تحرک صحنهها بسیار جلب توجه کرد. "اندیشههای مادام اوبره" Les Idees de Madame Aubray در 1867 در چهار پرده اجرا شد.
"شاهزاده خانم ژورژ" La Princesse Georges در 1871 از سبک تئاترهای کلاسیک پیروی کرده و به وحدت سه گانه پایبند است، اما از نظر موضوع با خصوصیتها و سلیقه و احساس زمان وفق میدهد. "همسر کلود" La Femme de Claude در سه پرده، در 1873 مورد ستایش فراوان قرار گرفت. "زن بیگانه" L’Etrangere در 1876 برصحنه آمد. دوما که همهجا از فساد جامعه فرانسوی شکوه دارد، بنای این نمایشنامه را بر فرضیه علمی قرار میدهد و چنین ادعا میکند که باکتریها یا باسیلها ممکن است از راه توارث به آدمی انتقال یابد و قسمتهای سالم بدن را تباه سازد. جامعه در حال اضمحلال نیز شکار این باکتریهاست. این نمایشنامه در نظر دوما سرگذشت غمانگیز جامعهای در حال اغتشاش و اختلال است. "فرانسیون" Francillon در 1887 از پرجاذبهترین و درخشانترین کمدیهای آداب و رسوم دوماست و در آن سوءتفاهمها و تیرگیهای میان زن و شوهر که سرانجام به آشتی میانجامد، نشان داده شده است.
دیباچهها و یادداشتهایی که دوما به چاپ مجموعه نمایشنامههایش با عنوان تئاتر کامل Theatre Complet افزوده است، به سبب درخشندگی سبک نگارش و شمول افکار تازه بسیار پرارزش است. دوما به طور مسلم نقاش چیرهدست و صادق جامعه است که با واقعبینی بسیار بر ضد ادراکهای رمانتیک و خیالپردازانه از زندگی بپا خاست و اگرچه بسیاری از نمایشنامههایش به سبب القای افکار گستاخانه و نو، بحثها و مشاجرههای شدید برانگیخت، پیوسته نمایشنامهنویس محبوب نیمه دوم قرن نوزده باقی ماند. الکساندر دومای پسر، در 1874 به عضویت آکادمی فرانسه درآمد.