مردمانت چه بسيار كه تنهايند ،

بي چراغ و بي گهواره مگذارشان .

 

هي ، سروش خاموش آبها و گياهان باكره .

بخشاينده ي رمه هاي بسيار

پاداش دهنده ، درمان بخش درماندگان

مردمانت كه چه بسيار ...

چه بسيار كه از اندوه غفلت خويش

خواهند گريست .

 

 

چوپان ترانه خوان من

رسول روياها

شوريده ي رهايي ،‌ زرتشت

با شما چنين گفته است :

اردي‌بهشت بزرگ بيداران فرا خواهد رسيد .

ماه مبارك بانوان بوسه ، بانوان بزرگ فرا خواهد رسيد .

موسم ستاره باران روشني ، آفرينه ، آدمي ... فرا خواهد رسيد .

 

هزار درمان

ده هزار درمان

درمان درمان فرا خواهد رسيد .

آه كه اگر آن راستين رويانويس ما

بر تلخي اين روزگار چيره شود .

 

 

ارابه ران رازآلود هزاره ها

منم : زرتشت .

من از براي آسايش آزادگان آمده ام

آمده ام تا ديگر ، هيچ ظلمت پرستي

در كمين صلح و سپيده ننشيند .

آمده ام تا شراب آفرينش را

به آواز خسته ي آدميان ببخشايم .

بايد باران ها بيايد

صلح بيايد

آواز ، علاقه ، بهشت .

 

 

اهريمن نابكار را براندازيم

خشم و سلاح و سكوت را براندازيم

ديوان و ددان را براندازيم .

چراغ ها خواهيم افروخت

فرشته ها را ياوري خواهيم داد

نيكان را به آرزو

و عاشقان را به روشن ترين روياها برآوريم .

سعادت بي پايان عشق از آن كساني‌ست كه خواستار حقيقت اند .

 

"اين منم زرتشت ، ارابه ران خورشيد... سيد علي صالحي"


 

به ياد مي‌آورم كه در كتيبه هاي داريوش بزرگ ، چه خوانده ام ؛

فرمانرواي بزرگ ، بارها ، ما را به شادماني توصيه كرده بود .

شادماني .

شايد امشب ، ايرانيان ، شادمان ترين مردمان روي زمين باشند .

امشب ،‌ايراني هر كجا كه باشد ، نسيم باد نوروزي نوازشش خواهد كرد .

كاش قدر اين نسيم را بدانيم تا غفلت هامان ، اسباب پشيماني نشوند .

                                       تا تنها ، اين مصيبتها نباشند كه مارا به هم نزديك ميكنند .

كاش قدر اين نسيم را بدانيم تا اين بار نيز از بهار باز نمانيم .

 

با خودم ، زياد كلنجار رفتم . نميخواستم با نوشته هايم ، شادي كسي را برهم بزنم . اما عاقبت تصميم گرفتم كه

بنويسم ، در همين لحظه ، چند هزار كودك ايراني ،‌ انتظار چراغ قرمز چهار راه هايي را ميكشند تا التماس كنند براي فروختن يك آدامس .

بنويسم ، در همين لحظه ، چند كودك افغان ، گرسنگي را تاب نياورده اند و آغوش پرگريه و چشمان خيس مادرانشان را ترك گفته اند .

بنويسم ، در همين لحظه ، چند كودك در آفريقا ، از همراهي بيماري خسته شده اند و از رنج اين ويروس مرده‌اند .

 

به ياد لوركا مي‌افتم و ترانه‌اي از او ، كه با جادوي ترجمه شاملو ، بي گمان ،‌ زيباتر هم شده است .

 

دریا خندید ، در دور دست،
دندان‌هایش کف و لب‌هایش آسمان.
ــ تو چه می‌فروشی ، دختر غمگین سینه عریان؟
ــ من آب دریاها را ، می‌فروشم، آقا.
ــ پسر سیاه، قاتی ِ خونت ، چی داری؟
ــ آب دریاها را دارم، آقا.
ــ این اشک‌های شور ، از کجا می‌آید، مادر؟
ــ آب دریاها را من گریه می‌کنم، آقا.
ــ دل من و این تلخی بی‌نهایت ، سرچشمه‌اش کجاست؟
ــ آب دریاها ، سخت تلخ است، آقا.
دریا خندید ، در دوردست،
دندان‌هایش کف و لب‌هایش آسمان.

 

 

قصد برهم زدن اوقات خوش شما را نداشتم . اما باور دارم كه دست‌هاي همه‌ي ما با هم ، مي‌تواند كوه را چون پر كاهي از سر راه بر‌دارد .


  هديه نوروزي علی دیوونه...! . يك آواز و يك تصنيف با صداي سيامك شجريان

 

در موسيقي ما ، احساس غريب نوروز ، جاي خودش را دارد . براي توصيف اين احساس ، بيات اصفهان ، بسيار مورد توجه خوانندگان و آهنگسازان ايراني بوده است .

بيات اصفهان ، از آوازهايي‌ست كه حس شادماني و دلگيري توامان دارند و "بهار دلنشين" نیز از ترانه هايي ست‌ كه با مضمون نوروز در اصفهان ساخته شده اند .

اما ، اين بار ، بهار دلنشين را با صداي سيامك شجريان مي‌شنويد . پيشنهاد ميكنم لذت ديدن و شنيدن اين دو كليپ را از دست ندهيد .

  

سيامك شجريان

دانلود كنيد : آواز اصفهان . شعر : فريدون مشيري 

هوا ، هواي بهارست و باده ، باده ي ناب 

                  به خنده خنده بنوشيم ، جرعه جرعه شراب 

در اين پياله ندانم چه ريختي ، پيداست 

                 كه خودش به جان هم افتاده اند ، آتش و آب

فرشته روي من ، اي آفتاب صبح بهار 

                           مرا به جامي از اين آب آتشين درياب 

به جام هستي ما اي شراب عشق بجوش 

                               به بزم ساده ما اي چراغ ماه بتاب 

گل اميد من امشب شكفته در بر من 

                    بيا و يك نفس اي چشم سرنوشت بخواب 

مگر نه خاك ره اين خرابه بايد شد 

                            بيا كه كام بگيريم از اين جهان خراب

 

دانلود كنيد :

تصنيف بهار دلنشين‌.‌آواز‌:‌سيامك‌شجريان.‌آهنگساز‌:‌روح‌الله خالقي‌.‌ترانه‌سرا‌:‌بيژن ترقي